دوست عزیزی می‌گفت، این «آدم‌هایی که زود صمیمی می‌شوند» را هیچ دوست ندارد. می‌گفت: «هربار به آن‌ها برمی‌خورم، با خودم می‌گویم، چه آدم‌های پررویی!».

می‌گفت: «در مقابل، اطرافیان هم به من می‌گویند: چه آدم غیراجتماعی‌ای هستی! آداب معاشرت نمی‌دانی!».

 حتما دورانی بوده است که مفهوم «خودمونی» ارتباطی با صمیمیت و یکرنگی داشته است. شاید این ارتباط امروز هم در «جزیره‌هایی» وجود داشته باشد. شما را نمی‌دانم اما امروز (فرقی نمی‌کند در عرصه‌ی خصوصی یاعمومی)، هرگاه لفظ «خودمونی» به گوشم می‌خورد، زنگ خطری در گوشم به صدا درمی‌آید. حال می‌خواهد سروکارم با یکی از این آدم‌هایی باشد که زود صمیمی می‌شوند یا  وقتی می‌شنوم یک متخصص نقشه‌‌کشی کتاب جامعه‌شناسی نوشته است.

تحت پوشش «خودمونی» می‌شود یک کارهایی کرد/ یا نکرد که انجام/ یا عدم انجام آن‌ها به صورت معمولی (رسمی) دشوار است.

خودمونی ٢    خودمونی ٣   خودمونی ٤  خودمونی ٥

+   2008/8/19   12:37   مانی ب.  |