در نقد مناسبات قدرت٬ هنگامی که به روابط اربابرعیتی٬ مرید مرادی و «آقا/نوکر»ی میپردازیم و از ذهنیت زیردستمنش یا نوکرمنش حرف میزنیم٬ این تصور پیش میآید که این مناسبات مخصوص مردها است و زنها در آن نقشی ندارند. حال اینکه اینطور نیست. درست است که این یک بازی مردانه است٬ اما امروز زنها هم به این بازی وارد شدهاند. هنوز به جایگاه «پیر»٬ «شیخ»٬ «ارباب» و «آقا» دست نیافتهاند اما یک نگاه به واقعیت نشان میدهد که برخی از آنها به راحتی جایگاه «مرید» و «مجیزگو» را تسخیر کردهاند. فرم مؤنث لغت مرید را نمیدانم. اما کسی که خواهان تغییر به قصد برابری است٬ بایستی که در نقد مناسبات قدرت و روابط بالاپایینی٬ همهجا مفهوم «کلفتمنشی» را در کنار نوکرمنشی بیاورد تا حق ضایع نشود.