- هی راه می‌رفت پف‌پف سیگار می‌کشید می‌گفت: باید تصمیم‌ام را بگیرم. باید زودتر تصمیم‌ام را بگیرم. ... ما هم که بی‌خبر٬ براش آرزوی توفیق می‌کردیم. هی می‌گفتیم٬ زودباش٬ عجله کن٬ زودتر تصمیم‌تو بگیر٬ یا کار امروزو به فردا نباس انداخت و از این حرفا. ...

- یادش بخیر.

- آره ... روحش شاد.

+   2009/2/28   12:54   مانی ب.