«کانون آزادی برای خاورمیانه» که بخشی از لابی اسرائیلی در اروپاست و برای حمله‌ی اتمی به ایران تبلیغ می‌کند،  با همکاری تعدادی از اشخاص منفور و جنگ‌طلب کنفرانسی را در برلین و وین برگزار کرده است. رادیوزمانه گزارشی از این کنفرانس را در اختیار خوانندگان وبسایت زمانه گذاشته است.

رادیو زمانه خود را ملزم می‌داند اعلام کند:

«یادآوری این نکته لازم است که نظرات منتشره در این گزارش، دیدگاه‌های اشخاص و گروه‌های شرکت‌کننده در این کنفرانس است و انتشار آن‌ها تنها برای اطلاع‌رسانی و آگاهی مخاطبان از طرز تفکر این طیف است و بازتاب نظرات رادیو زمانه نیست».

اما واقعیت این است که انتشار این گزارش بلندگویی را در اختیار جمعی کوچک اما پرسروصدا و از نظر مالی قدرتمند می‌گذارد و به سخنان آن‌ها پوشش رسانه‌ای می‌دهد. رادیو زمانه می‌توانست برای این خدمت خود آن‌ها را حسابی تیغ بزند! (اگر نزده باشد).

اما رویکرد همین رادیو زمانه که سنگ «اطلاع‌رسانی» را به سینه می‌زند، در مورد مسائل با اهمیت دیگری کاملا مطابق با رویکرد همین جمع یادشده است.

 

 

 

مدتی پیش مقاله‌ای از اسرائیل شامیر ترجمه کرده بودم که به مسئله‌ی «دیوسازی» می‌پرداخت. احمدی‌نژاد در پروپاگاندای غرب اولین نفری نیست که به هیتلر تشبیه می‌شود.  شامیر نوشته بود:

ما امروز در جهانی زندگی می­کنیم که اشاره­ای به هیتلر مساوی قله «شر» است. امروزه باید برای این که از شخصی دیو ساخته شود، نزد او شباهتی با هیتلر یافت، و این خود کافی است. اعراب و مسلمان­ها علیه یهودیان می­جنگند، به این خاطر آن­ها نازی هستند و می­توان آنان را «شر» انگاشت. «مک­میلان»  نخست­وزیر انگلیس در سال ١٩٥٦ جمال­عبدالناصر را «هیتلرجدید» نامید، زیرا که او کانال سوئز را ملی کرد. بیگین در سال ١٩٨٢ یاسرعرفات را «یک هیتلر جدید» نامید، زیرا بایستی که بمباران بیروت را توجیه می­کرد. جرج بوش استالین را در یک سخنرانی «بدتر از هیتلر» نامید. حال نوبت ایران رسیده است که رئیس­جمهور آن خیلی عادی «هیتلرجدید» ، و ملت او «فاشیست­های اسلامی» نامیده می­شوند. ... سیاست­مدارها هم از قافله عقب نمی­مانند. نتانیاهو می­گوید: «هیتلر در ابتدا جنگ جهانی را شروع کرد و سپس برای به دست آوردن بمب اتمی کوشید. ایران می­کوشد اول بمب اتمی به دست بیاورد».

سیاست­مدار آمریکایی «گینگریش» می­گوید: «امروز مانند ١٩٣٥ است و محموداحمدی­نژاد آدولف هیتلری است آنقدر نزدیک که تا به  حال هرگز ندیده­ایم».

 

یکی از پایه‌های اصلی این «دیوسازی» ترجمه‌ی غلط حرف احمدی‌نژاد در باره اسرائیل بود. درحالی که او ازمحو‌شدن «رژیم اشغال‌گر» از صفحه‌ی تاریخ سخن گفته بود، انستیتوی «ممری» که مدیر آن خود را کارمند سابق موساد معرفی می‌کند، در وبسایت این انستیتو آن را به «نابودی اسرائیل» ترجمه کرد، و این ترجمه بدون بازنگری به طور وسیع در رسانه‌های جهانی منعکس شد.

قصد نابودی اسرائیل بعلاوه‌ی بمب اتمی، ایران را به عنوان «آلمان نازی» دوم به جهانیان معرفی کرد که اگر اقداماتی علیه آن نشود به زودی هلوکاست دیگری راه خواهد انداخت. حمله اتمی به ایران نیز از جمله این اقدامات معرفی شد. یک بمب اتمی روی تهران بهتر است از تهرانی که صاحب یک بمب اتمی است.

 

سازمان تحقیقات صلح دانشگاه کاسل می‌نویسد:

بخش خدمات زبانی پارلمان آلمان این ترجمه [از سخنان احمدینژاد] را پیشنهاد کرد: «امام عزیز ما گفته بود: این رژیمی که اورشلیم را در اشغال دارد باید از صفحهی روزگار نابود شود». به این ترتیب دو عدد از سه اشتباهی که در این جملهی کوتاه وجود داشت تصحیح شد. اسرائیل به «رژیم اشغالگر اورشلیم [قدس]» مبدل گشت و به جای «نقشه»  صفحهی روزگار نشست. آنچه میماند فعل «ترانسیتیو» [مستلزم فاعل] «نابودکردن» است که بر اساس شناخت Jonathan Steele و Juan Cole و کتایون امیرپور باید به «محوشدن» ترجمه شود.

اما تا همینجا عبارت «از روی نقشه نابود شود» که در عرصه زبان انگلیسی wipe off the mapبا خاک یکسان کردن/ پاک‌کردن معنی می‌دهد آشکارا ترجمه‌ای غلط است.

 

Jonathan Steeleنویسنده‌ی گاردین به طور مبسوط در باره ترجمه اشتباه سخن احمدی‌نژاد نوشت. نه اسرائیل، بلکه «رژیم اشغالگرقدس» بایستی از صفحه تاریخ محو شود. این عبارت‌بندی دارای تفاوتی اساسی با ترجمه سخن احمدی‌نژاد در برخی از رسانه‌های جهانی است.

کتایون امیرپور نیز در مقالات متعددی در رسانه‌های معتبر آلمانی زبان (از جمله درزوددویچه) به نتایج مخوف ترجمه‌ی اشتباه جمله‌ی یادشده پرداخت. همین‌طور در مقاله‌ای تحت عنوان «یک ترجمه‌ی اشتباه به سیاست جهانی خطرناکی منجر می‌شود» .

به گزارش روزنامه هارتض :

جان مارس‌هایمر و استفان والت، نویسندگان کتاب پرسروصدای «لابی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا» (که در ٤دیواری درباره آن‌ها نوشته بودم) نیز ترجمه جمله‌ی احمدی نژاد را غلط دانستند.

کلا بحث‌های زیادی بین روشن فکران و طرفداران صلح اعم از چپ، لیبرال، یهودی و کمونیست و مطبوعات آلمانی درگرفت (+). از چندین مرکز اطلاع‌رسانی و روزنامه به «شورای مطبوعات» شکایت شد. در اثر پی‌گیری مستمر آن‌ها Dpaیکی از اولین پایگاه‌های خبری بود که اشتباه خود را تصحیح کرد.‌ همین‌طور «کانال دو» تلوزیون دولتی Zweites Deutsches Fernsehen  به طور رسمی خطای خود را پذیرفت.

 

یکی از جنبه‌های با اهمیت این قضایا این بود که «مرکز دولتی پروش سیاسی»

Bundeszentrale für politische Bildung  آلمان نیز ترجمه‌ی اشتباه را در بروشورهای خود چاپ کرده بود که در اثر پی‌گیری بی‌امان روشنفکران آلمانی مجبور به عقب‌نشینی گشت(+).

وقتی آدم تلاش مستمر و دوست‌داشتنی آن‌ها را برابر بی‌اعتنایی و الکی‌خوشی همکاران ایرانی آن‌ها قرار می‌دهد، احساس می‌کند که هدف بمب‌های اتمی اسرائیل و آمریکا برلین است نه تهران.

 

نتیجه‌ی جستجوی کلمه‌های «احمدی نژاد/ ترجمه‌ی اشتباه» (تنها به زبان آلمانی) در گوگل بیش از ده‌هزار لینک است.

 

شخصا این ماجرا را در حد امکان به طور مستمر دنبال کرده‌ام. اما ترجمه و واگذاری اطلاعات در این زمینه‌ها خارج از امکانات فردی است. با خودم فکر کردم که به کمک عده‌ای از ایرانی‌های خارج کشور یک وبلاگ درست کنیم و هر یک گوشه‌ای از کار را بگیریم، اما امیدی به موفقیت چنین پروژه‌ای ندارم. فرق بخش بزرگی از ایرانی‌های خارج کشور با ایرانی‌های داخل تنها این است که آن‌ها خارج هستند. نگاه آن‌ها به ماجراهای اطراف خود، اگر اصولا نسبت به آن‌چه در رسانه‌ها می‌گذرد توجه یا  حساسیتی داشته باشند، با نگاه عموم هموطنان داخل تفاوتی ندارد. زندگی آن‌ها نیزهم همین‌طور. در کانادا هم تا آن‌جایی که من دیدم، مرکز ثقل زندگی کباب و باربی‌کیو است. اگر حساسیتی موجود باشد، باید آن را میان کسانی که سال‌های زیادی مقیم غرب هستند یافت، یا دربین نسل دومی‌ها که معمولا سخت مشغول مسایل خود هستند.

برای من باعث تعجب است که در وبلاگ‌های بچه‌های مقیم آلمان که توسط رسانه‌ها مرتب در جریان حوادث جاری قرارمی‌گیرند، هیچ نشانی از وقایعی که برای ایران سرنوشت‌سازند، نیست. و این برای وبلاگ‌نویس‌های ساکن دیگر کشورهای غربی نیز صادق است.

اوایل امید داشتم که رادیو زمانه بتواند این گونه فضاهای خالی را پرکند. امیدوار بودم  (بیشتر به خاطر مدیریت شخص مهدی جامی) این رادیو بتواند پایه‌گذار ارتباط سالمی بین این‌جا و آن‌جا باشد. با شرمندگی می‌پذیرم که امید خوشبینانه‌ای بود، اما احساس می‌کنم رادیو زمانه گاهی به یکی از شعبه‌های رادیو اسرائیل تبدیل می‌شود (نگاه کنید به مقاله‌ی نادر فکوهی که نسبت به ماجراهای اخیر لبنان به شدت یک‌سویه‌تر از روزنامه‌های اسرائیلی می‌پردازد، آن‌هم از موضع اخلاقی!).

 این بحث‌ها در مطبوعات و وب آلمانی یک سال است که جریان دارد. زمانی که در روزنامه‌های آلمانی در مورد تفاوت ویژگی گرامری «محوکردن» و «محو شدن» بحث می‌شود، رادیو زمانه دایما از تهدید احمدی‌نژاد به نابودی/ یا محوکردن اسرائیل حرف می‌زند.

مسیح علی‌نژاد این‌جا در پاراگراف آخر (+).

«سال‌ها پیش آیت‌الله خمینی گفت اسراییل باید از بین برود و دو سال قبل احمدی‌نژاد تکرار کرد که اسراییل باید از بین برود».

صحبت بالا از رادیو اسرائیل نیست، بلکه از ابراهیم نبوی است در مصاحبه‌ای با آبراهام بورگ نویسنده و سیاست مدار اسرائیلی در رادیو زمانه.

من نمی‌دانم فعالیت رادیو زمانه در روند «دیوسازی» ناآگاهانه است یا «بخش‌نامه»ای.

 

 

من نمی‌توانم دلیل شرکت نیک‌آهنگ کوثر در این روند دروغ‌پراکنی را حدس بزنم. هرچند که احمدی‌نژاد دیو باشد، من که ایرانی هستم می‌دانم که او «این دیو»ی که نیک‌آهنگ معرفی می‌کند نیست. پس مخاطب نیک‌آهنگ کوثر کیست؟

 

مرتبط:

بمب اتمی ایران و عباس معروفی

خاله‌خرسه‌ها عاشقان شما

رادیوزمانه روسیه را شروع‌کننده جنگ قفقاز می‌نامد

.

+   2008/7/21   22:46   مانی ب.  |