کیوان کابلی یکی از دوستان ابراهیم نبوی در کنفرانس نه ضد ایرانی، بلکه ضدبشر«کانون آزادی برای خاورمیانه»: از نیروهای اپوزیسیون ایرانی خواست که حمایت خود را از اسراییل اعلام کنند.

- چشم، در اسرع وقت!

 

کابلی در ادامه:

روحانیان خود را مجهز به سلاح هسته‌ای می‌کنند تا با محو اسراییل از نقشه جغرافیایی آغاز کنند.

 

جواد اسدیان، نویسنده و شاعر ایرانی بازگشت مهدی، امام دوازدهم را به عنوان هسته‌ اصلی ایدئولوژیک- مذهبی «دولت الهی ایران» ارزیابی می‌کند. ... از نظر او ایران نیاز به بمب اتم دارد تا آن را هم بر ضد اسراییل به کار گیرد و هم با ایجاد هرج و مرج، شرایط را برای ظهور مهدی آماده کند (+).

 

*

 

عباس معروفی هم چند روز پیش در فستیوالی در ایتالیا شرکت کرده بود. (فکر بد نکنید، چون او اهل «چیدمان»های رویایی/شاملویی نیست!).

روشن است که این فستیوال هیچ ‌شباهتی به کنفرانسی که بالاتر از آن یادشد ندارد همین‌طور که ذهنیت عباس معروفی در رابطه با این موضوع دارای هیچ وجه مشترکی با ذهنیت امثال کیوان کابلی یا نویسنده و شاعر ایرانی جواد اسدیان نیست. اما می‌توان او را به «از دنیا بی‌خبر»ی متهم ساخت. شک ندارم که زبان آلمانی را یادنگرفته است و از آن‌چه در عرصه‌ی رسانه‌های آلمانی‌زبان می‌گذرد، بی‌اطلاع است. اگر این‌طور نمی‌بود، اگر تلوزیون می‌دید یا روزنامه‌ها را می‌خواند، نمی‌توانست این‌گونه آسوده بخوابد.

معروفی مقاله‌ای تحت عنوان «ايران امروز، گورستان کتاب و انديشه!» برای قرائت در فستیوال میلان تهیه کرده است که یک پاراگراف آن را در اختیار خواننده وبلاگ خود قرارمی‌دهد:

«نويسندگان به وزارت ارشاد می‌گويند گورستان کتاب. در مطبوعات بی‌رمق دولتی هر نوع انتقادی به مثابه دشمنی با خدا و اسلام به حساب می‌آيد. چند شهر بزرگ از جمله تهران روزانه چهار ساعت بی‌برق می‌ماند، وزارت نيرو تمام نيروی خود را بسيج کرده تا جدول خاموشی منطقه‌ها را به موقع اعلام کند، اما از پس آن برنمی‌آيد. و سران حکومت ايران در تاريکی نشسته‌اند و به بمب اتمی فکر می‌کنند ...» (+).

 

معروفی به هیچ وجه به عواقب سخنان خود نمی‌اندیشد. می‌خواهد مقاله‌اش جالب به نظر برسد. به جمله‌ی لوکس خود فکر می‌کند. سران حکومت که نمی‌توانند از عهده‌ی کمبود برق برآیند، می‌خواهند بمب اتمی بسازند.

در یک سو عدم توانایی تکنولوژیکی جهت تأمین برق شهروندان، و در سوی دیگر سران حکومتی که در اتاق‌های تاریک خود (که برق آن‌ها رفته) فکر دست‌یابی به یکی از مدرن‌ترین تکنولوژی‌های عصر حاضر را در سرمی‌پرورانند.

براوو معروفی! به قول معروف جمالتو عشق است. زدی توی خال!

 

بهای یک چنین جمله‌ی لوکسی را معروفی می‌پردازد. به کم و زیاد آن هم نمی‌اندیشد. نمی‌داند دارد به راحتی و رایگان یک «استدلال» دیگر در اختیار کسانی می‌گذارد که نقشه‌های مرگ‌آوری برای وطن عزیزتر از جان او در سر می‌پرورانند. می‌گویند: یک بمب اتمی روی تهران بهتر از تهرانی است که صاحب بمب اتمی است. (این از جمله‌ی معروفی لوکس‌تر نیست؟!).

البته آن دسته از شرکت‌کنندگان کنفرانس که اهل فکر هستند از خود می‌پرسند، چطور یک نویسنده‌ی تبعیدی چیزی را می‌داند که شانزده سازمان امنیتی و ضداطلاعاتی آمریکا آن را نیافته‌اند و سازمان انرژی اتمی پس از صدها نشست و تحقیق و بازرسی  می‌گوید از آن بی‌خبر است؟

 

اگر منشأ این اطلاعات خواب‌های لذت‌بخش و شیرین دم‌صبح معروفی نیست، پس چیست؟

 

از طرفی این‌همه موضوع برای طرح کردن در این‌جور فستیوال‌ها هست که نویسنده‌ی تبعیدی اطلاعات مستندی درباره آن‌ها دارد. زندانیان سیاسی، حقوق بشر، اعدام‌ها، سنگسار و غیره. اما چرا معروفی در آب‌های گل‌آلود پروپاگاندا ماهی می‌گیرد؟ چرا به جای واگذاری مسائلی که برای ایرانی‌ها سرنوشت‌ساز است، دایما چیزهایی می‌نویسد و می‌گوید که خیل مریدان و علاقه‌مندان ادب‌دوست او مایل به شنیدن آن هستند؟

چون جسم معروفی چندسالی است که در آلمان است، اما افکار او هنوز در راه هستند و به آلمان نرسیده‌اند.

 

معلوم نیست برلوسکونی هم در کنفرانس میلان پای سخنرانی عباس معروفی بوده است یا نه. اما بعید نیست مقاله‌ی او را در روزنامه خوانده باشد(!) ببینید چه می‌گوید: «دیگر تردیدی باقی نمانده است که ایران در جهت مسلح شدن به بمب اتمی گام بر می دارد و دستیابی این کشور به سلاح اتمی نزدیک است» (+).

 

مرتبط:

آن‌ها درباره کشور ما حرف می‌زنند

 

 

+   2008/7/25   9:42   مانی ب.  |