نوشته زیر برگردان فارسی بخشی از مقاله «دیوها و فرشته­‌ها» به قلم اسرائیل شامیر است که در وبسایت شخصی وی منتشر شده است. توضیحات بین قلابک­‌ها و همین­طور عکس­‌ها را من به نوشته اضافه کرده­‌ام.

 

دیوها و فرشته­‌ها

 تبدیل «دشمن» به «دیو» یکی از اختراعات نسبتا جدید است. در عهد باستان مردان با هم به نبرد می­‌پرداختند، با یکدیگر دوست می­‌شدند – و دوباره به نبرد می­‌پرداختند. مثل قهرمانان دلیر الیاس [هومر] و سوارکاران شجاع پادشاه [سلتی] آرتوس.

مردان رزمنده­‌ای که می­‌جنگند و یکدیگر را می­‌کشند، همیشه خواهند جنگید و با این حال، سر میز مشترکی در «والهالا» با هم مت [شرابی که از عسل تولید می­شود]می­‌نوشند. یوشع­‌بن­‌نون [جانشین موسی]چنان­‌چه در تورات آمده است، زمانی­که پنج پادشاه را اسیر کرده و آنان را «زیرا که به یهودیان نفرت ورزیده و علیه آن­ها می­‌جنگیدند» به نام خداوند کشت، درواقع اولین «محاکمه نورنبرگ» را پایه­‌گذاری کرد، اما از زمان یوشع تا قرن بیستم کمتر پادشاه شکست خورده­‌ای به قتل رسیده است و یک نبرد خوب کمتر ارتباطی با نفرت داشته است. جنگ­‌های مذهبی صلیبی هم از این نظر مستثنی نیستند، زیرا مردان جنگی مسلمان و مسیحی هرگز فراموش نمی­‌کردند که دشمنان آن­ها انسان هستند.

«رودریگو السید» گاه در خدمت پادشاه کاستیل بود و گاه در خدمت امیر سرقسطة [دراندلس].

کلورینا نامقهرمان زن در کتاب «اورشلیم­‌ آزادشده» اثر شاعر ایتالیایی قرن شانزده تورکواتو تاسو است. در جشن عروسی مشهور او در قصر شهر کرک [در اردن] که در محاصره صلاح­الدین ایوبی قرارداشت، رزمندگان صلیبی برای صلاح­‌الدین تکه­‌ای کیک­‌عروسی فرستادند. صلاح­‌الدین تحقیق کرد که نوجوانان تازه به وصلت رسیده شب­‌زفاف را در کدام برج خواهند خسبید، تا جرثقیل­‌های قلعه­‌کوب لشگر مسلمانان مزاحم آنان نگردند.

زمانی که شاهزاده «ایگور» کی­یف به قوم صحرایی «کومان­»ها حمله کرد، شکست خورد و به اسارت درآمد، اما در همان زمانی که در اسارت به سرمی­‌برد، با دختر رئیس کومان­‌ها ازدواج کرد. در قرن نوزدهم گوته آلمانی و «لرمونتوف» روسی، دشمن کشورهای خود ناپلئون را مورد تحسین قرارمی­‌دادند و در داستان نویسنده انگلیسی «کیپلینک» [برنده نوبل ادبیات سال ١٩٠٧] قهرمانان داستان کمال و فرزند کلنل پس از درگیری مسلحانه در «فورت­بوکلو» به یکدیگر هدیه می­‌دهند.

صدسال پیش با پیدایش دمکراسی و رسانه­‌های جمعی قضیه شروع به تغییر کرد. بایستی شمار زیادی از انسان­‌ها قانع می­‌شدند که جنگ لازم و دارای حقانیت است. مدل ساده­‌شده هالیودی «آدم خوب­ه‌ا/آدم­‌بدها» تمایز پیشین «دوست/دشمن» را از صحنه بیرون راند، و دشمن به موجودی ذاتا «شر» تبدیل گشت. این پدیده­ای خبیثانه و جدید بود، زیرا دشمن می­‌تواند به دوست تغییر یابد، اما «شر» قابل تبدیل به «نیک» نیست و باید کشته شود. تحسین دشمن به این ترتیب ناممکن گشت. همه جنگ­‌ها به جنگ میان پسران نور و پسران تاریکی مبدل شد. در چنین جنگ­‌هایی جایی برای ترحم نیست و جنایت علیه غیرنظامیان لازم است.

اولین دور «دیوسازی» از دشمن توسط رسانه­‌ها در آمریکا راه افتاد تا آمریکایی­‌هایی را که تمایلی به جنگ نداشتند در جنگ اول علیه آلمان بسیج کند. ...

[در همین زمان است (١٩١٧) که قدرت جهانی انگستان در «بیانیه بالفور» با تشکیل کشور یهودی موافقت کرده و تصرف سرزمین فلسطین را که در آن زمان هنوز تحت سیطره حکومت عثمانی بود می­‌آغازد. ویکیپدیا].

بنجامین فریدمان می­‌نویسد: «پس از آن­که صهیونیست­‌ها امکان تصاحب فلسطین را دیدند، همه­‌چیز مانند چراغ راهنمایی قرمزی که ناگهان سبز می­‌شود، تغییر کرد. جایی که روزنامه­‌ها جملگی طرفدار آلمان بودند، ناگهان آلمانی­‌ها به لمپن تبدیل شدند. آن­ها "شر" شدند. بربرهایی شدند که خواهران صلیب­‌سرخ را به قتل می­‌رساندند و دست­ نوزادان را می­‌بریدند».

آلمانی­‌ها متهم شدند از چربی اجساد اسرای انگلیسی صابون درست می­‌کنند. (بله، این داستان صابون­‌سازی[از چربی یهودیان اردوگاه­‌های نازی­ها] که در نورنبرگ مطرح شد، تکرار یک حیله قدیمی بود). آن­ها متهم شدند که نوزادان بلژیکی را با دشنه قطعه­‌قطعه می­‌کنند (این هم دوباره در سال ١٩٩١ مطرح شد. عراقی­‌ها متهم شدند که در زایشگاه­‌های کویت نوزادان را از محفظه­‌های مخصوص بیرون آورده و جرمی­‌دهند). آلمانی­‌ها متهم شدند که یک کشتی مسافربری را غرق کرده‌­اند (کشتی­یی که مهمات نظامی حمل می‌­کرد، اما غرق شدن این کشتی، سی­‌سال پیش از[بمباران شدید شهر آلمانی درسدن توسط نیروی هوایی انگلیس و آمریکا در پایان جنگ دوم] به عنوان جنایتی بزرگ دیده می­‌شد). یک پوستر از زمان جنگ موجود است که یک آلمانی را در هیبت یک گوریل نفرت­‌انگیز که دخترک­ موطلایی را زیر بغل زده است، نشان می­دهد، نمونه اولیه کینگ­‌کنگ.

دیوساختن از آلمانی­‌ها در سال­‌های ٣٠ و با شکل­گیری فلسطین صهیونیستی باز هم شدت بیشتری یافت و به بایکوت محصولات آلمانی منجر شد. پس از جنگ، دیوسازی از آلمان‌ی­ها در هرمی از «شر» و هیتلر به منزله تناسخ ابلیس جدیدی از گوشت و خون تبلور یافت. از این زمان نازی­های شر در بسیاری از فیلم­‌های هالیوود به عنوان کابوی دیده می­‌شوند، و ما امروز در جهانی زندگی می­‌کنیم که اشاره­‌ای به هیتلر مساوی قله «شر» است. امروزه باید برای این که از شخصی دیو ساخته شود، نزد او شباهتی با هیتلر یافت، و این خود کافی است. اعراب و مسلمان­‌ها علیه یهودیان می­‌جنگند، به این خاطر آن­‌ها نازی هستند و می­‌توان آنان را «شر» انگاشت. «مک­‌میلان»  نخست­وزیر انگلیس در سال ١٩٥٦ جمال­عبدالناصر را «هیتلرجدید» نامید، زیرا که او کانال سوئز را ملی کرد. بیگین در سال ١٩٨٢ یاسرعرفات را «یک هیتلر جدید» نامید، زیرا بایستی که بمباران بیروت را توجیه می­‌کرد. جرج بوش استالین را در یک سخنرانی «بدتر از هیتلر» نامید. حال نوبت ایران رسیده است که رئیس­‌جمهور آن کاملا عادی «هیتلرجدید» ، و ملت او «فاشیست‌­های اسلامی» نامیده می­‌شوند. طنز ماجرا این­‌جا است که مدافعان ایران، بوش را با هیتلر و بوشیست­‌ها را با نازی­‌ها مقایسه می­‌کنند. این آدم را به یاد  سخن «هوی لانگ» در لویزیانا می­‌اندازد. وقتی از او پرسیدند آیا روزی فاشیسم در آمریکا سرکار خواهد آمد، جواب داده بود: «البته! ولی اسم آن آنتی­‌فاشیسم خواهد بود».

 

 

 

 هالیوود فیلم­‌هایی ساخته است که در آن­ها کشیش­‌ها شیطان را از وجود آدم­‌ها می­‌تارانند. بد نمی­‌بود بر اساس کتاب «لزوم نفرت از شر» نوشته­ی شمولی­بوتاچ،  فیلمی­‌هم از این خاخام «دیوساز» تولید می­‌کرد. می­‌نویسد: «احمدی­‌نژاد موضوع نفرت بین­‌الملی است. شخصی که می­‌تواند ادعا کند که پرنفرت­‌ترین انسان زنده جهان است».

 

 

سیاست­‌مدارها هم از قافله عقب نمی­‌مانند. نتانیاهو می­‌گوید: «هیتلر در ابتدا جنگ جهانی را شروع کرد و سپس برای به دست آوردن بمب اتمی کوشید. ایران می­‌کوشد اول بمب اتمی به دست بیاورد».

سیاست­مدار آمریکایی «گینگ‌ریش» می­‌گوید: «امروز مانند ١٩٣٥ است و محموداحمدی­‌نژاد آدولف هیتلری است آنقدر نزدیک که تا به  حال هرگز ندیده­‌ایم». ...

 این ممکن نیست که تنها یک شخص را به دیو مبدل ساخته و سپس دست از این کار برداشت. دیوسازی وقتی شروع شد، در مورد اشخاص دیگری ادامه می­‌یابد. حملات علیه مسلمان­‌ها، اعراب و ایرانی­‌ها ادامه حملات قدیمی علیه آلمانی­‌هاست.

ستون­‌نویس یهودی­‌کانادایی «ریشتر» می­‌نویسد: «آلمانی­‌ها برای من موجب تهوع هستند. از این­که شهر آلمانی درسدن بدون لزوم و هدفی نظامی بمباران شد، خوشحالم. از نظر من روس­‌ها می­‌توانستند مدت طولانی­‌تری اسرای آلمانی را نگه­‌داشته و آزار و اذیت کنند». این سخن را، «الی ویزل»  برنده جایزه نوبل صلح تصحیح می­‌کند. می­‌نویسد: «هر یهودی می­‌بایست جایی در وجود خود یک منطقه نفرت را رزرو کند – نفرتی سالم و مردانه علیه هرآن­چه نشانی از آلمانی دارد و در وجود آلمانی­‌ها ادامه می­‌یابد».

 

از این‌­حرف تا سخن «دان جیلرمان» نماینده اسرائیل در سازمان ملل که اعضای حزب­‌الله را «بی­رحم و حیواناتی شبیه به هم» نامید،  راه کوتاهی­‌است. همین­‌طور تا سخن «رافائل ایتان» (١٩٨٢ فرمانده ارتش اسرائیل) که فلسطینی­‌ها را «سوسک­‌های بی­‌حس در بطری» نامید.

اما امروز حتی آلمانی­‌ها هم با مسرت مسیر اتهام علیه رهبر پیشین خود را در پیش گرفته و به جبهه فراگیر لعن  عمومی علیه ایران و اعراب ملحق گشته­‌اند. آنجلا مرکل می­‌گوید: پرزیدنت احمدی­‌نژاد در تلاش و ایستادگی خود روی برنامه اتمی ایران، یک هیتلر نوظهور است». واقعا هم انسان­‌هایی که از سوی گروهی مورد تهاجم خصمانه قرارمی­‌گیرند،  به این­‌که به گروه ملحق گشته و مشترکا علیه شخص دیگری دشمنی بورزند تمایل دارند. ...

به این جهت اگرخواهان برقراری دوباره صلح در جهان هستیم، باید کاملا از دیوسازی، حتی علیه رئیس­ دیوها آدولف هیتلر پرهیز کرد. ...

 

ترجمه: مانی ب.

 

 

 لحظات حساس و چگونگی مقابله با خطر جنگ

مقاله خوب محسن مسرت را از دست ندهید. تا جایی که من در جریان فعالیت­‌ها و افکار او قراردارم، از جمله آدم­‌های نادری است که می­‌داند چه می­‌گوید.

.

+   2007/12/4   22:18   مانی ب.  |