خودش را دوست دارد. دایم به فکر منافع خویش است. دیروز که مرد همسایه در راهپلهها به قصد عصبانیکردناش به او کنایهای زد٬ در یک لحظه با خود فکر کرد٬ نفع من این است که از اعصابم محافظت کنم٬ و بدون اینکه عصبانی شود٬ شانهاش را بالا انداخت٬ برای او سری به معنای «سخت نگیرید آقا» تکان داد و پلهها را بالا رفت.