مسکوویتس از بازماندگان فاجعهی هلوکاست است. در سن یازدهسالگی به بازداشتگاه نازیها منتقل میشود اما جان سالم به در میبرد. با رسیدن به فلسطین٬ ابتدا عضو سازمان جوانان صهیونیستی بود. بعدها در سال ۱۹۷۰ با تنیچند از صلحدوستان روستای «» (به عربی: واحۃالسلام) یا «واحهی آشتی» را ساخت. دهکدهای عربییهودی که ساکنان آن مسلمان٬ یهودی و مسیحی بودند. هم امروز پنجاه خانواده به انتخاب خود آنجا ساکن هستند که به زبانهای عبری و عربی صحبت میکنند و بچهها در مدرسهی دهکده که دانشآموزانی از نواحی اطراف نیز در آن درس میخوانند٬ هردوزبان را میآموزند.
از جمله فعالیتهای او در آلمان کمک به کسانی است که با بار سنگین گذشتهی تاریخی خود کلنجار میروند. توصیهی مسکوویتس این است که آنها باید خودداری خود را کنار گذاشته و با شناخت مسئولیت خود٬ به ظلم٬ هرکجا که باشد٬ خواه اسرائیل یا جایی دیگر اعتراض کنند. (اطلاعات بیشتر در ویکیپدیا به زبان آلمانی).
این بار اولی نیست که در ۴دیواری از «روون مسکوویتس» از بنیانگذاران و فعالین جنبش صلح اسرائیل مطلبی میخوانید. پیش از این در تیرماه ۱۳۸۵ در اوج جنگ اسرائیل علیه لبنان نیز مطلبی از او ترجمه کرده بودم که هنوز تازه است. اینبار روزنامه آلمانی «Neues Deutschland» با او مصاحبهای انجام داده است که برگردان آن را میخوانید.

- به نظر شما حملهی پیادهنظام اسرائیل به نوارغزه چه نتایجی خواهد داشت؟
- همان نتایجی که از همهی جنگهای خوسرانه که دفاعی نبودهاند: قتل٬ نابودی٬ تسخیر و پیروزیهایی که به صلح نمیانجامند. برای جنگهای متعددی که به تحریک اسرائیل افروخته شدند٬ اهدافی در نظر گرفته شده بود که قابل دستیابی نیستند: اول جلوگیری از تأسیس کشور مستقل فلسطین٬ دوم گسترش مرزهای جغرافیایی به حساب کشورهای همسایه و سوم شانهخالی کردن از زیر مسئولیت راندن فلسطینیها و پاکسازی قومی.
- رفتار بخش بزرگی از چپهای اسرائیل را که در ابتدا از ضربهی نظامی به غزه هواداری میکردند٬ چگونه توضیح میدهید؟
- در این جور مواقع بخشی از چپها تقریبا به صورت غریزی به سراغ کمدهای خود میروند٬ یعنی جایی که همهی اعضای نیروهای «ذخیره» یونیفرم نظامی و اسلحهی خود را در آن نگهداری میکنند. شاید این رفتار را بتوان با گذشتهی خوفناک آنها توضیح داد٬ بیاینکه این سخن به معنی محق بودن آنها باشد.
- نظر آنجلا مرکل را چگونه ارزیابی میکنید که حماس را تنها مسئول حملهی زمینی به غزه معرفی میکند؟
- رویکرد مرکل و اشتاینمایر وزیرامورخارجه آلمان بد است و اطلاعات آنها نادرست. مقصر اصلی شکستن آتشبس فقط و فقط وزیر دفاع اهود باراک است. روزنامهی هارتض در ۳۰دسامبر به درستی نوشت: «همهچیز در چهارم نوامبر٬ آغاز شد٬ یعنی هنگامی که ارتش اسرائیل به قصد انفجار یک تونل به نوارغزه وارد شد. تونلی که گفته میشد برای اسرائیل یک بمب ساعتی است٬ یا وسیلهای است برای فلسطینیها برای گروگانگیری سربازان اسرائیلی». در یازده نوامبر ارتش یک خانه را به محاصره درآورده و آن را منفجر کرد که منجر به کشتهشدن یکی از اعضای حماس شد. آیا این تنها تونل غزه بود؟ ... کافی بود که خروجی آن بسته میشد٬ یا همانجا تلهای احداث میشد. ولی اسرائیل به این راضی نبود. یک روز بعد اتومبیلی هدف قرارگرفت که شش سرنشین آن همگی کشته شدند. میگویند اعضای حماس بودند٬ اما شاید هم آدمهایی بودند که میرفتند خرید. این عملیات که در عمق غزه صورت گرفت اوضاع را به هم ریخت. حماس به تلافی این عملیات با بارانی از موشکها جواب داد. اسرائیل در واکنش ورودیها را منفجر کرد. عملیات «سربریخته» شروع شد. پیش از آن٬ طوری که در هارتض (۳۰دسامبر) نوشته شده است٬ حماس حتی آدمهای گروه جهاداسلامی را که قصد پرتاب موشک به اسرائیل را داشتند یا نقشهی آن را میکشیدند دستگیر کرده بود.
- رسانههای آلمانی تقریبا همگی بیاستثنا حماس را مسئول شکستن آتشبس معرفی میکنند٬ شما چطور میبینید؟
- رسانههای آلمانی٬ تا آنجایی که به سیاست اسرائیل مربوط میشود٬ «یکسانسازی»* شدهاند. صحت این ادعا را همبستگی بیقیدوشرط آنها با هرسیاستی که اسرائیل بر فلسطینیها اعمال میکند٬ آشکار میکند.
- جنبش صلح اسرائیل یکشنبه بزرگترین تظاهرات خود در سالهای گذشته را راه انداخت. اهمیت این جنبش رو به افزایش است؟
- اینکه اینهمه آدم در تظاهرات شرکت کردند به آدم قوت قلب میدهد٬ اما نقش این جنبش در حسابهای سیاسی٬ مستقل از اینکه کدامیک از احزاب سرکار باشد٬ جانبی است.
* یکسانسازی از مفاهیم رایج در آلمان نازی بوده است.
تفریح جدید برخی از اسرائیلی ها: تماشای بمباران غزه
