... این برنارد لویز شرق شناس آمریکایی و از همکاران تیم «دائرهالمعارف اسلام»٬ شخصی است که توسط آثار خود بین «شرقشناسیگری»٬ «نبرد فرهنگی» هانتیگتون تا مانیفست سیاست خارجی آمریکا پل میزند. در آثار لویز به عنوان اسلامشناس معروف تأثیر «شرقشناسیگری»ای که جزو سیاست خارجی آمریکا است و ادوارد سعید آن را نقد کرده است٬ نمایان میشود. به نظر ادوارد سعید شرقشناسیگری «اورینت» را خلق کرده است تا آن را به عنوان متضادی برای «غرب»٬ غربی که میخواهد خود را به صورت مثبت از مشرقیها متمایز کند٬ به خدمت بگیرد. مشرقیها به این ترتیب دارای خصوصیتهایی میشوند که غرب مایل است خود را از آنها بری بداند. آنها غیرعقلانی٬ احساسی٬ دمدمیمزاج٬ غیرقابل اعتماد٬ بیمنطق٬ ساده و خشن توصیف میشوند٬ و این ویژگیها به عنوان خصوصیات ذاتی آنها نمایش داده میشود. غرب با خصوصیتهای عقلانی٬ عینی٬ منطقی٬ علمی و انسانی٬ تمایل دارد خود را از «مشرق» متمایز کرده و فرای آن قرارگیرد. این تضادی که به صورت مصنوعی ابداع شده است در خدمت مراکز قدرت است. این تضاد اعمال قدرت کلنیالیستی و نئوکلنیالیستی را علیه "مشرقیهای نابالغ" توجیه میکند. برای ادوارد سعید شرقشناسانی٬ که برنارد لویز سرشناسترین نمایندهی آنهاست٬ جادهصافکنهای اعمال قدرت غرب در مرحلهی کلنیالیستی و پستکلنیالیسیتی هستند. خصوصیتهایی که لویز و شرقشناسیگری به «شرق» میچسبانند به طرز توجهبرانگیزی نفرتی را که هانتینگتون برای دستیابی به هویت لازم میبیند٬ به یاد میآورد. امروز برنارد لویز به متفکر سرشناس نومحافظهکاران آمریکا تبدیل شده است که خواستار حمله بیقیدوشرط به عراق بودند. ... (همانجا).
ساموئل هانتینگتون ۱
ساموئل هانتینگتون۲