موسیو ابراهیم به جوان یهودی «مومو» میگوید:
- بریم یه آبجو بزنیم!
مومو: فکر میکردم توی دین شما الکل ممنوعه!
موسیو ابراهیم: آره ... ولی من عارفمسلکم.
موسیو ابراهیم به جوان یهودی «مومو» میگوید:
- بریم یه آبجو بزنیم!
مومو: فکر میکردم توی دین شما الکل ممنوعه!
موسیو ابراهیم: آره ... ولی من عارفمسلکم.