آخه الیزه، چطوری بگم؟ گیرم که راست بگویید. وقتی تن حریم مقدس خود را از دست بدهد، یعنی به قول شما «تن همان باشد که هست»، نتیجهاش فقط این نیست که تن «اولین حریمی باشد که گشاده میشود ... اولین تکهای از تو باشد که کسی را بهاش راه میدهی». بحث تن خیلی پیچیدهتر از این حرفها است. تغییری که شما از آن حرف میزنید تنها تن را به ابزاری برای کسب لذت تبدیل نمیکند. تکههای تن را میتوان توی فر کباب کرد و شراکتی خورد.
*
ایدهی اصلی آخرین آلبوم مریلین مانسون واکنش به ماجرایی در آلمان است که به «آدمخور روتنبورگ» شهرت یافت. در این ماجرا شخصی به نام آرمین مایوس دوست خود را که با او از طریق وب آشنا شده بود به درخواست خود او کشته و گوشت تن او را خورده بود. در ابتدا آلت تناسلی او را بریده و مشترکا آن را تناول کرده بودند.
ادعای دادستان در دادگاه این بود که مایوس برای ارضای یک حس کوتاهمدت جنسی، انسان دیگری را به نحو وحشتناکی به قتل رسانده است و در دادگاه هیچگونه پشیمانی از عمل خود ابراز نکرده است.
متقابلا وکیل مدافع مخالفت خود را با اتهام «قتل» اعلام کرده و از دادگاه میخواهد که جرم موکل او را به «کشتن بنا به خواهش» («کشتن به تمنا»ی مقتول) تقلیل دهد. زیرا مایوس کاملا طبق آرزو و خواست دوست خود مهندس ٤٤ ساله عمل کرده است.
در دادگاه، مایوس پس از انتقاد از دراماتیزه کردن مسئله توسط رسانهها، گفته بود که این اساسیترین «حق بشر» است که تصمیم بگیرد چگونه جسد خود را از بین ببرد. این انتخاب دوست من بود که او را بخورم. «وقتی میخواستم چاقو را در گردن او فرو کنم، نزد خدا دعا کردم که مرا ببخشد. و امیدوارم که خداوند اکنون نیز در کنارم باشد».

«مرا بخور، مرا بنوش». این عنوان آخرین آلبوم مریلین مانسون است که مدت زیادی از انتشار آن نمیگذرد.
Eat me, drink me
!This is only a game