راز یکم:
کیارستمی در جلسهای در «خانه هنرمندان» میگوید به عنوان کارگردان نگاه کردن مهمترین کاری بوده که انجامداده است. این عمل را میتوان بیتردید منحصر به فرد نامید.حدس خود من این است که کارگردانهای دیگر به جای نگاه کردن معمولا بومیکشند. کیارستمی میگوید: «با این نگاه ما باید ارزشهای نهفته دراشیا را دوباره کشف کنیم» و ادامه میدهد: «فیلم پنج حاصل این نوع نگاهاست».
راز دوم:
درباره عنوان فیلم است. کیارستمی میگوید اگر بخواهد عنوان دیگری برای این فیلم انتخاب کند، عنوان های«دوباره نگاهکن!» یا «خوب نگاه کن!» یا اصلا «نگاه کن!» مناسب هستند.
راز سوم:
از همه مهمتر است. آیا کیارستمی این فیلمی را که برای آن عنوانهای امری یادشده را میپسندد، چگونه ساخته است؟ وی در این باره گفته است: دوربین را کاشته و خوابیدهاست. یا از زبان خودش: «اگر خلاصه کنم باید بگویمکلیک دوربین را زدم و رفتم خوابیدم».
- ای بابا! تو که هی میگی دوباره نگاه کن، خوب نگاه کن یا اصلا نگاه کن، پس چرا خودت رفتی خوابیدی!
راز چهارم:
کیارستمی با وجود امر به «نگاه کردن»، آدم فوقالعاده لیبرال و دمکراتمنشی است و آنچه را برخود میپسندد بر تماشاگران هم میپسندد. میگوید: «میدانید که کارگردانها چقدر ناراحت میشوند اگر تماشاگر سرفیلمهایشان بخوابد. من اما اصلاً ناراحت نمیشوم. بنابراین با اطمینان میگویماگر چرت مختصری هم زدید چیزی را از دست نمیدهید».
یاد قدیمها افتادم. در روسپیخانه تهران «شهرنو»، یکی دو سینما وجود داشت. مشتریانی که به حکم غریزه از راههای دور آمده بودند، برای حفظ خود از گرمای طاقتفرسای تابستانها یا از سرمای زمستانها، با خرید یک بلیط چند ساعتی را زیر کولرهای خنک (یا در گرمای بخاریهای) سینما میخوابیدند، یا به قول کیارستمی «چرت مختصری» میزدند. (بین خودمان بماند: مثل اینکه دوستداران هنر سینما پیشترها بدون اینکه در جلسات «خانه هنرمندان» شرکت کنند، انتلکتوئلتر از امروز بودند).
پس:
زنده باد فیلم کیارستمی!
زندهباد چرت! چه از نوع مختصر، چه به طول فیلم عباس ِ ...
- عباس ِ چی؟
- عباس ِ کیارستمی ی ی ی!
پ.ن.
- دیشب با هم بودیم. خوابیدیم و کلی کیف کردیم.
- از تیپش معلوم بود از این دخترای مدرنه!
- نه بابا، رفته بودیم سینما فیلم کیارستمی رو ببینیم!
.