خوردن و سیاست

قدرت پدیده پیچیده­ای است، اما می­توان ادعا کرد که یکی از ویژگی‌های صاحبان قدرت این است که «دستشان به دهانشان می‌رسد» و به رفع نیازهای شکمی علاقه وافری دارند. به نظر می­رسد ترادف مفهوم «گردن­کلفت» با  مفهوم «قدرتمند» نزد فارسی­زبانان از همین‌جاست. در گروه­های انسان­های اولیه «قدرت جسمانی» با «قدرت سیاسی» دارای تناسب معقولی بوده است. جسم ورزیده و گردن کلفت که خوردن پیش­شرط وجود آن بوده است، دردورانی که گروه­های یادشده از همه سو با خطر مواجه بوده­اند قابل فهم است. اما چنان­چه پیداست در جوامع امروزی نیز، هنوز هم آتش شهوت خوردن نزد صاحبان قدرت هم­چنان تیز است.

جالب است که ویژگی‌های شاهان و مراجع قدرت در طول تاریخ ایران بسیار متفاوت بوده‌ است، از شاهان هخامنشی مزدایی و ساسانیان زرتشتی تا سلاطین سنی و شیعه بر این مملکت حکم رانده­اند. شیوه حکمرانی آن‌ها، نحوه کشورداری آن‌ها، نظامات دیوانی، مالیاتی، جزایی، کشوری و لشگری آن‌ها هم بسیار متفاوت بوده است. اما تنها چیزی که به عنوان نقطه مشترک آنان تا به امروز استمرار داشته و دارد و در آن هیچ تغییری ایجاد نشده است، توجه ویژه آنان به غذا و شکم است.

سخنان تاریخ‌نگار یونانی کزنفون در این باب که «کورش چگونه اشخاص را جلب می‌کرد» دارای نکات جالبی است. می‌گوید کورش پیش از این‌که بر تخت سلطنت بنشیند «با رفع حوائج نزدیکان خود و شرکت در غم و شادی آن‌ها برای خود دوست تهیه می‌کرد ... [اما پس از این‌که شاه شد و] اقبال به او اجازه داد بذل و بخشش کند، درک کرد که ... بهترین وسیله برای رسانیدن مسرت و شادی به یکدیگر و جلب محبت، دعوت کردن به خوردن و آشامیدن است» (تاریخ ایران باستان. جلد اول، ص٤١٩). ادامه مطلب

 

+   2006/11/28   17:47   مانی ب.  |