مهدی جامی نکاتی را در مورد تأثیر رسانه­‌ها از قلم انداخته است. رسانه­‌ها «واقعیت» را تعریف می­‌کنند، به آن لگیتیمیته (وجاهت) می­‌بخشند، برای تغییرات حاصل از دینامیک درونی جامعه جای مناسب می­‌یابند (اینتگریته) و باعث ثبات آن می­‌شوند. واقعیت مورد نظر به واقعیت سیاسی محدود نیست، بلکه واقعیات اجتماعی، فرهنگی، ذهنی، فکری و روانی را نیز شامل می‌­شود.

اساس «جنگ­‌رسانه­‌ای» بر این واقع است که ارایه یک «واقعیت آلترناتیو» به جامعه­‌ای، مشروعیت واقعیت حاکم را از آن سلب می‌­کند و به ثبات آن ضربه می‌­زند. این­که آلمان و فرانسه یا اتریش و سوئیس می­‌توانند کانال­‌های مشترک تلوزیونی داشته باشند، به این خاطر است که واقعیات این جوامع آلترناتیو یکدیگر نیستند و به ثبات یکدیگر آسیبی نمی­‌رسانند. می­‌پرسد:

«آیا آمریکا توانسته است درعراق به کمک لشکر رسانه‌ای خود موفق شود؟ آیا حجم عظیم کار رسانه‌ای در مورد عراق چیزی از واقعیت‌های سمج در مقابل آمریکا را عوض کرده است؟ ...

رسانه چه می‌تواند بکند که تغییر را تبلیغ کند؟ آیا تغییر با تبلیغ ممکن است؟ اگر آری چرا سیستم تبلیغی شوروی با همه وزن سنگین خود نتوانست تغییر مهمی در میان مردم غیر روس به وجود آورد؟ ...».

این­که رسانه­‌های یک جامعه خاص در تبلیغ به هدف تغییر، جایی باشکست مواجه شده است، دلیل عدم توانایی رسانه در امر تغییر نیست. در جنگ بین رسانه­‌ها، مثل همه جنگ­‌های دیگر برنده و بازنده موجود است. این­‌که آمریکایی­‌ها هنوز نتوانسته­‌اند به وسیله کار عظیم رسانه­‌ای به واقعیت مورد نظر خود مشروعیت ببخشند، پرسشی ناقص و ساده­‌دلانه است. برای کسی که می­‌خواهد به تحقیق در امر رسانه­‌ها بپردازد پاسخ این سئوال با اهمیت است که: کدام رسانه­‌ها هستند که واقعیت پیش از جنگ عراق را تعریف می­‌کنند، به آن مشروعیت می­ب‌خشند و به آن چنان ثباتی می­دهند که «کار عظیم رسانه­‌ای» آمریکایی­‌ها قادر به تغییر آن نیستند؟

 

همین پنج­شنبه پیش بود که بنا بر گزارش الجزیره وزیر امور داخله سابق انگلیس دیویدبلانکت در مقابل دوربین اعتراف کرد که در سال ٢٠٠٣ خواستار بمباران دفتر الجزیره در بغداد شده است. در مصاحبه می­‌گوید: از این بابت نگرانی نداشتم، زیرا بر این تصور بودم که ما با یک جنگ روبرو هستیم و در جنگ معمولا به فرستنده­‌ها اجازه داده نمی­شود به کار خود ادامه دهند. ... فکر نمی­‌کنم در جنگ­های گذشته هم حتی یک دقیقه در این تأمل می­‌کردیم که یک ماشین تبلیغاتی در کشوری که به آن حمله کرده­‌ایم علیه ما به تبلیغ خود ادامه دهد.

دوهفته پس از اصرار او به تنی بلیر مبنی بر بمباران ماشین تبلیغاتی الجزیره، دفتر الجزیره در بغداد «اشتباها» و به طور «اتفاقی» مورد اصابت راکت­‌های آمریکایی قرار گرفته و نابود شد. در این حادثه خبرنگار الجزیره  طارق ایوب به قتل رسید.

به مهدی جامی مرگ این همکار را تسلیت می گویم.

جامی می­پرسد:

«مخاطب کیست؟ چرا فرض اصلی این است که گویا ما مردم غیرغربی مخاطب رسولان رسانه‌ای هستیم؟ آیا ما هیچ رسانه‌ای داریم که بر مردم غربی بخواهد تاثیر بگذارد؟
الجزیره به نظرم با همان معیارهای غربی رسانه‌ای است که غرب را تغییر داده است. الجزیره رفتار رسانه‌ای کشورهای بزرگ و عالمگیر را تغییر داده است. اما سوال اینجاست که آیا الجزیره می‌خواسته رفتار رسانه‌ای غرب را تغییر بدهد یا این تاثیر به طور جانبی و حاشیه‌ای ایجاد شده است
»؟

نه، سئوال این­جاست که چرا غرب چشم دیدن الجزیره را ندارد، چرا دفتر الجزیره در بغداد (و پیش از آن در افغانستان) «اشتباها» مورد اصابت راکت­‌های اشغال­گران قرار گرفت؟

یا یک موضوع جدیدتر: در طول حمله اخیر اسرائیل به لبنان چرا مسئولین رسانه­‌ای و حقوقی آلمان از این­‌که نمی­‌توانند مانع ارتباط کانال تلوزیونی المنار با مخاطبین آلمانی شوند این­‌قدر خشم­گین بودند؟

در هردوی این موارد هدف جلوگیری از خدشه­‌دار­شدن و سلب­ مشروعیت از تعریفی از واقعیت خاورمیانه است که رسانه­‌های غرب در اثر سال­‌ها کوشش آن را در اذهان مخاطبین خود حک کرده­‌اند.

«و چرا نظام تبلیغی جمهوری اسلامی در طول عمر انقلاب نتوانسته است به تربیت نسلی بینجامد که مظهر آرمانهای انقلاب باشد»؟

فرض که جمهوری اسلامی نتوانسته (یا نخواسته) است به تربیت چنین نسلی بپردازد، اما در مشروعیت­‌بخشیدن به واقعیت نزد بخش­‌های نسبتا بزرگی از جامعه ناموفق نبوده است و توانسته است برای آنان تعریف قابل قبولی از واقعیت ارایه دهد.

«مشهور است که انقلاب ایران کار یک رسانه بوده است. بی بی سی. آیا شما باور می‌کنید؟ آیا رسانه می‌تواند انقلاب کند»؟
رسانه نه کل، بلکه بخشی از «جبهه» است. حتی «دایی­جان­‌ناپلئون»ها هم این را می­‌دانند.

 

«بسیار خوب گیریم رسانه‌ها در ایران تاثیر داشته اند و دارند. جه مقدار از تغییرات در ایران ناشی از رسانه‌ها بوده است؟ کدام نشانه‌های ملموس را می‌توان از پیوند تغییرات اجتماعی و برنامه‌های رسانه‌ای نشان داد»؟

حتما می­شود نشان داد. اما این نشان دادن با کشیدن «مار» روی تخته­‌سیاه فرق دارد. نشان­‌دادن این تغییرات مشروط به کار پژوهشی است که در عرصه فعالیت تخصصی جامعه­‌شناس­‌ها و دانش­وران علوم ارتباطات قراردارد.     

                                                          *

            این تصویر را دوستی با ایمیل برای من فرستاده است که شاید آن را بشناسید.

                       

 

+   2006/10/17   14:30   مانی ب.  |