دیگه جرج بوش هم «قضیه» را فهمیده!
نشر مهر اردوان کتابی با عنوان «از شهرزاد من هزار شب دیگر باقی است» از ناهید سلطانی منتشر کرده است. یاسین نمکچیان کتاب مذکور را به دوستداران ادبیات معرفی میکند: با خواندن کارهای سلطانی نکتهای که بیش از همه قابل رویت است، این که او عکس بسیاری از شاعران زن ایرانی که بیشتر نقش شاعران مرد را بازی می کنند، سعی دارد جنس شعرش زنانه باشد. نگرانیهای او بازتاب نگرانیهایی زنانه و مادرانه است و دلتنگیهایش از جنس [دلتنگیهای] دختری که با احساسات دخترانه به زندگی خیره می شود. - یعنی چهجوری؟ - اینجوری: تا زمستان نیامده/ باید فکر تن پوشی باشم برای تو - چرا این شعر آدم را اینطور حیران میکند؟ - انسان امروز حیران است و این حیرانی در همه ابعاد زندگی اش موج می زند، شاعر هم از این قاعده مستثنی نیست و همواره سطرها را جایی برای انعکاس این حیرانی می پندارد. همان طور که شعر ٢٥ کتاب «شهرزاد من» این گونه است و برای مخاطب قابل لمس؛ مخاطبی که بارها خواب ها و بیداری هایش را اشتباه می گیرد و لابه لای بوق ممتد ماشین ها و موتورها غمگین می شود و گاهی جمله هایی را برلب جاری می کند که از آن چیزی سر درنمی آورد. خواب نبودم فقط داشتم خواب پیاله آب را می دیدم و اینکه زمین خیس بود به همان یک مشت آب گفتم گفت همین که هنوز پشت سر قاصدک آب نریخته ای تعبیر خوبی است هنوز خیس است خواب نبودم این صداها مگر می گذارند چقدر عجله چقدر بوق های ممتد که بگذارید رد شویم فقط داشتم خواب هزار بار کوک کرده این ساعت مادر مرده را می دیدم که زنگ زد فهمیدم هنوز قاصدک بیدار است - آه راست میگویید. من واقعا حیران شدم و از این جملهها که برلب جاری شده است، هیچ سردرنیاوردم.
ابدیت هفتساله چخوف: «هیچ میدانی تا چند سال دیگر مردم کتابهای مرا میخوانند؟ ... تا هفت سال دیگر!» (ایوان بونین: گفتگوی دو نویسنده، به نقل از جمال میرصادقی، "ادبیات داستانی" ص ٥٦٤). عباس معروفی: مشخصترين ويژگی هنر چخوف، سادگی به شکلهای گوناگون است. داستانهايی سخت ساده که برای ابديت نوشته شده است. .
نکند چشم بر هم بگذاری و راه/ تو را گم کند/ به چهارراه ها اعتمادی نیست/
دو راهی را پس بزن/ چراغ ها همیشه راست نمی گویند.