و خداوند با خود گفت خوب نیست که آدم تنها باشد.

سپس شخص دیگری را آفرید که با هم حرف بزنند!


+   2009/3/18   10:25   مانی ب. 


 - خداوندا! نخواهم که بتوانم.

- خداوندا! بتوانم که نخواهم.

 

+   2009/3/17   12:51   مانی ب. 


 - آقا شما با نظام سلطنت مشروطه موافقید؟

- بله٬ به این شرط که خودم شاه باشم.

 

+   2009/3/13   11:9   مانی ب. 


آخ٬ چقدر دوست دارم درباره این‌ حالت امروزم که دوست ندارم با کسی حرف بزنم٬ با کسی حرف بزنم.


+   2009/3/12   9:13   مانی ب. 


مردهای جوانی که در جست‌جوی جفت خویش‌اند باید این حقیقت را ملکه‌ی ذهن خود قراردهند تا در مقابل نمایش فوران احساسات داغ و دیوانه‌وار دلبرهای تب‌دار از خود محافظت کنند و تئاتر محبت را با واقعیت اشتباهی نگیرند. این پندواندرز نیست٬ این یک هشدار دوستانه از سوی کسی است که به اندازه‌ی کافی در این نمایش تأمل کرده است. جوان امروز باید بداند که نوددرصد از شوریدگی دل و احساسات داغ  دلبران غم‌زده از جنس «تبلیغات تجاری» است و فلفل‌نمک ده درصد باقی‌مانده نیز به طرز گول‌زننده‌ای زیاد شده است. البته تا جایی که من تجربه کرده‌ام خیلی از مردهای جوان ایرانی خود را «زرنگ» می‌دانند و فکرمی‌کنند گول تبلیغات را نمی‌خورند. و اشکال قضیه همین است: آن‌ها توجه نمی‌کنند که «زرنگی» آن‌ها در ساخت نمایش یادشده به عنوان پیش‌فرض لحاظ شده است. ندیدن این مهم هر مرد جوانی را در کنار مردهای داستان‌های هزارویک‌شب می‌نشاند که زرنگی آن‌ها تبلور سادگی لوده‌وار ویژه‌ی هالوهاست.

شخصی پس از جدایی از همسرش واقعه‌ای را از گذشته تعریف می‌کرد که تصمیم او را به ازدواج تقویت کرده بود. می‌گفت همین طور که با هم در خیابان می‌رفتیم٬ کودکی حین بالارفتن از پله‌ی تراموا زمین خورد و به گریه افتاد. می‌گفت همسر سابق او با یک «آخی ... الهی بمیرم» عمیق خود را سریع‌تر از مادر کودک به او رساند٬ از زمین بلندش کرد و همین طور که به نرمی و ملایمت دست به موهای طلایی او می‌کشید٬ لباس او تکاند. می‌گفت حساسیت ناب نهفته در این رفتار انسانی٬ بخصوص آن «آخی ... الهی بمیرم» مذکور دل مرا به شدت نرم کرد. می‌گفت یکی دو سال پس از این واقعه٬ همین موجود حساس و لطیف تبدیل به تراکتور بی‌رحمی شد که زندگی مرا به معنای واقعی کلمه گا ...د٬ طوری که روزی ده‌بار خودم را لعنت می‌کردم و در دل می‌گفتم٬ خداوندا چه گناه بزرگی از من سرزده است که مستحق یک چنین کیفری شده‌ام؟

از من گفتن. یعنی٬ می‌گویم تا بعدها نگویی کسی این را به من نگفته بود! این «آخی الهی»ها٬ مانند حرف‌های داغ شاعرانه٬ شرشر اشک٬ آه‌های جان‌سوز٬ صحبت‌های غمناک عاشقانه و دلبری‌های «مرد رنگ‌کن»٬ همه از اجزای فکرشده‌ی یک نمایش خوش‌رنگ‌ولعاب پرسروصدا است.

*

و طفلک تو! که از این نمایش‌ها بلد نیستی و وجود ساکت تو در سروصدای این تئاتر مسخره گم می‌شود.

و طفلک تو! که در این شلوغی‌ها دنبال گم‌شده‌ی خود می‌گردی و او را نمی‌یابی.

 

+   2009/3/11   11:53   مانی ب.  | 


ببین ... بیخود هی نگو ارتباط برابر ... تعامل در ارتفاع یک‌سان چشم‌ها ... گفتگو روی زمین مسطح ... از این حرفا نزن ... تجربه می‌گه اگه کسی باهاشون با تحکم رفتار کنه٬ نوکرش می‌شن٬ اگه بهشون احترام بذاره سوارش می‌شن. این یه واقعیته.

- خب منم چون نه تحکم ازم برمیاد٬ نه دوس دارم کسی سوارم بشه٬ هی می‌گم ارتباط برابر٬ تعامل در ارتفاع یک‌سان چشم‌ها٬ گفتگو روی زمین مسطح ... 

 

+   2009/3/10   10:9   مانی ب.  | 


چهارشنبه چهارم مارس دادگاه بین‌المللی حکم جلب عمربشیر رئیس‌جمهور سودان را صادر کرد. این‌که صاحبان قدرت٬ آمران و عاملان جنایت مستقل از کشور محل وقوع جرم مجبور به پاسخگویی اعمال خود گردند یکی از آمال‌های امروز بشر است. سازمان عفوبین‌المللی از صدور حکم جلب عمربشیر٬ به حق به عنوان قدمی با اهمیت در نظام کیفر قضایی بین‌المللی نام می‌برد.

آن‌چه در در زیر می‌خوانید برگردان سه نوشته‌ی کوتاه از وبسایت انجمن تحقیقات صلح دانشگاه کاسل است که دو نوشته‌ی اول در روزنامه آلمانی «Neues Deutschland» و سومین نوشته در روزنامه چپ آلمان «Junge Welt» منتشر شده است.

 ***

سخنگوی دادگاه در لاهه گفت: رئیس‌جمهور سودان عمربشیری ۶۵ساله بایستی که به خاطر جنایت‌جنگی و جنایت علیه بشریت در دارفو پاسخگو باشد و مصونیت او به عنوان رئیس دولت فاقد اعتبار است. مسئولین دادگاه بین‌المللی لاهه جرم «قوم‌کشی» را از لیست اتهامات نامبرده کنارگذاشته‌اند.

سازمان‌های حقوق‌بشری از حکم دادگاه استقبال کرده و آن را قدم بااهمیتی در قضاوت بین‌المللی می‌دانند. در سودان در واکنش به این حکم تظاهرات اعتراضی برپا شد. این اولین بار است که دادگاه بین‌المللی که در سال ۲۰۰۲ رسما تشکیل شد علیه  شخصی که تصدی پست ریاست جمهوری کشوری را بر عهده دارد اقدام می‌کند.

سازمان مددکاری مسیحی «World Vision» نسبت به بدتر شدن فرصت ایجاد صلح و وضعیت انسانی در دارفو در واکنش به حکم جلب عمربشیر هشدار داد. سازمان پزشکان بدون مرز بایستی به دستور دولت سودان ۲۲نفر از ۱۰۰نفر همکاران خود را از دارفور خارج کند. ناظران از احتمال وقوع درگیری‌های ضدغربی در سودان ابراز نگرانی کرده‌اند که می‌تواند به ایجاد مشکل در کار سربازان سازمان ملل در جنوب سودان و دارفور منجر شود.

گروه «جنبش برابری و عدالت» متشکل از نیروهای ضددولتی در دارفور هشدار داده است که دولت سودان به سازمان‌دهی شبه‌نظامیانی پرداخته است که قرار است پس از اعلام حکم دادگاه بین‌المللی علیه خارجی‌ها و افراد لیبرال وارد میدان شوند. دولت بشیر با مردود خواندن این گزارش اطمینان داده است که برای امنیت نیروهای خارجی و کارکنان سازمان ملل اقدامات لازم را به عمل خواهد آورد. اما احتمالا نمی‌توان جلوی تخلیه خشم خیلی‌ها را گرفت. سخنگوی دادگاه خانم لارنس بلایرون می‌گوید٬ بشیر متهم است که دستور حمله به ساکنان دارفور را صادر کرده است که قتل٬ تجاوز٬ شکنجه٬ کوچ اجباری و غارت از تبعات آن به شمار می‌رود. خشونت در دارفو نتیجه‌ی نقشه‌ای است که در بالاترین سطوح در دولت سودان طراحی شده است. خانم بلایرون اعلام کرده است که دستور جلب به زودی به دولت سودان اعلام خواهد شد. لوییز مورنو دادستان ارشد درسال ۲۰۰۸ خواستار صدور حکم جلب عمر بشیر به اتهام «قوم‌کشی» در دارفو شده بود. سیلویانا عربیا یکی از قضات دادگاه در روز چهارشنبه از سودان خواست که عمربشیر را تحویل دهد.

دادگاه بین‌المللی که صدوهشت کشور آن را به رسمیت می‌شناسند٬ نیروی پلیس در اختیار ندارد و برای دستگیری متهمین به هم‌کاری کشورهای عضو نیازمند است. دولت سودان دادگاه بین‌المللی را به رسمیت نمی‌شناسد و دستگیری بشیر را مردود می‌داند. به همین دلیل روشن نیست که حکم جلب نامبرده به دستگیری او بیانجامد. اما این ریسک برای عمر بشیر وجود دارد که هنگام سفر به خارج سودان دستگیر شود.

به تخمین سازمان ملل از شروع درگیری‌های دارفو بین ارتش٬ شبه‌نظامیان و شورشیان ۳۰۰هزار نفر کشته و دونیم میلیون آواره شده‌اند. تحقیقات در این زمینه توسط کارشناسان دادگاه بین‌المللی به درخواست شورای امنیت سازمان ملل آغاز گشته بود. پیش از آن حکم جلب احمد هارون یکی از وزرای سابق سودان و علی کوشایب فرمانده نیروهای شبه‌نظامی به اتهام جنایت جنگی صادر شده بود. دادستان ارشد دادگاه بین‌المللی لوئیز مورنون هم‌چنین علیه فرماندهان گروه‌های شورشی [مخالف دولت] تحقیق می‌کند. ...

 *

پیشرفت نامتعادل به قلم «Martin Ling»

دادگاه لاهه حکم بین‌المللی بازداشت حاکم طولانی‌مدت سودان عمرالبشیر را صادر کرد. سازمان‌های حقوق‌بشری مانند سازمان عفو بین‌الملل از این تصمیم به عنوان «قدمی منحصر به فرد در قضاوت بین‌المللی» نام برده و آن را به حق جشن می‌گیرند. واقعیت این است که تردیدی در مسئولیت عمربشیر (که اندازه آن هنوز مشخص نیست) در معضل دارفور که به تخمین سازمان ملل از سال ۲۰۰۳ منجر به کشته شدن سیصدهزارنفر گشته است٬ نیست. این‌که جنایت‌کاران جنگی مستقل از محل وقوع جرم طبق یک قائده‌ی حقوقی جهانی تحت تعقیب قراربگیرند٬ بی‌شک یک پیشرفت است. اما دادگاه بین‌المللی لاهه تا به حال دارای همان ضعفی است که دیگر تریبونال‌ها داشتند: تا به حال تنها متهمان به جنایت جنگی از کشورهای جنوب و یوگسلاوی سابق مجبور بوده‌اند در این مراجع قضایی پاسخ‌گو باشند. جرج بوش و دونالد رامسفلد و برخی دیگر نیز بایستی در دادگاه لاهه یا تریبونال دیگری پاسخگو باشند. شعار شادمانه‌ی «عفوبین‌الملل» که «هیچ‌کس ورای قانون نیست» منطبق بر واقعیت امر نیست. جنایت بدون کیفر بایستی که همه‌جا پایان یابد٬ نه فقط در دارفو. و باید اضافه کرد که راه حل مشکل دارفور تنها می‌تواند از طریق سیاست ممکن است٬ نه از طریق دادگاه. با این‌که حکم بازداشت بشیر صحیح است٬ این حکم می‌تواند ناخواسته به وخامت اوضاع  بیانجامد.

پیروزی جرج بوش در لاهه به قلم «Gerd Schumann»

دادگاه بین‌الملی لاهه درحالی که یکی از بزرگ‌ترین جنایت‌کاران جنگی جرج بوش در ویلای میلیونی خود در دالاس/تگزاس از دوران بازنشستگی خود لذت می‌برد٬ هم‌وغم خود را روی تعقیب یکی از مخالفان بوش گذاشته است. روز چهارشنبه برای اولین بار از سال ۲۰۰۲ پس از تأسیس دادگاهی که خود را «دادگاه‌جهانی» می‌نامد حکم بازداشتی علیه شخصی که متصدی ریاست یک دولت است صادر شد.  قضات دادگاه بین‌المللی عمربشیر رئیس‌جمهور سودان را تحت تعقیب قرار می‌دهند. رئیس جمهور کشوری را که جرج بوش آن را در کنار افغانستان و عراق [ایران؟] جزو کشورهای شرور قرارداده بود. جرج بوش برای تحمیل اتهام «قوم‌کشی» به البشیر در سطح بین‌المللی تلاش کرد٬ اما نتوانست شرایط حمله نظامی آمریکا به این کشور نفت‌خیز شمال آفریقا و کلنی سابق انگلیس را ایجاد کند. این تلاش در اثر مقاومت شورای امنیت سازمان ملل٬ و همین‌طور گرفتاری نیروهای نظامی آمریکا در میدان‌های جنگ جهانی «آنتی‌ترور» به شکست انجامید.

در این چهارشنبه دادگاه بین‌المللی لاهه که نه آمریکا و نه سودان آن را به رسمیت می‌شناسند از اتهام «قوم‌کشی» علیه بشیر که جرج بوش آن را طرح کرده بود و درسال ۲۰۰۸ مورد قبول لوییز مورنو دادستان ارشد دادگاه لاهه واقع شده بود٬ به علت ناکافی بودن مدارک صرف‌نظر کرد. اما برای این دادگاه اتهام شرکت بشیر در «جنایت‌جنگی» و «زیرپاگذاشت حقوق بشر» در جنگ داخلی در ناحیه دارفور پابرجا است. ناحیه‌ای که در آن گروه‌های مختلفی از سال ۲۰۰۳ به تمرین قیام مسلحانه علیه خرطوم مشغول هستند. برخی از ۳۰ گروه بعضا متخاصم این ناحیه می‌توانند روی حمایت و پشتیبانی مادی غرب حساب کنند. در خلال جدال‌ها آسیب‌هایی متوجه ساکنان غیرنظامی شده است. تعداد زیادی کشته و صدهاهزار متواری. سردرآوردن از صحت اعداد و ارقام میسر نیست٬ زیرا مقاصد پروپاگاندایی در آن دخیل‌اند. خرطوم وسعت فجایع را نفی می‌کند و اتهام تسلیح شبه نظاميان جانجويد را که متهم به  شرکت در آدم‌کشی‌ها هستند مردود می‌داند. نماینده یکی از گروه‌های بزرگ شورشی دارفو «جنبش برای برابری و عدالت» در قاهره از روزی که تصمیم دادگاه لاهه اعلام شد به عنوان «یک روز بزرگ» برای سودان نام می‌برد و از بشیر می‌خواند که به حکم دادگاه گردن نهد. در پایتخت سودان هزاران نفر خشم خود را از حکم دستگیری البشیر به نمایش می‌گذارند. شدت دوباره‌ی درگیری‌ها قابل پیش‌بینی است. شورشیان تقویت می‌شوند و روند مذاکراتی که در جریان است به خطر می‌افتد. سازمان پزشکان بدون مرز مجبور به ترک ناحیه شده است. سازمان مددکاری مسیحی «World Vision» از احتمال درگیرهای خشونت‌بار جدید و «وخامت اوضاع انسانی» نگران است و نسبت به اختلال در روند پرامید صلح هشدار می‌دهد. وزیر امور خارجه آلمان اشتین‌مایر بی‌اعتنا به نگرانی‌های یادشه از سودان می‌خواهد که تصمیم دادگاه لاهه را بپذیرد. دولت آمریکا پیش از این حمایت خود را از تصمیم این دادگاه به جلب عمربشیر اعلام کرده بود. سیاست جرج‌بوش که منافع نفتی٬ همین‌طور نفت سودان در کانون آن قراردارد٬ ادامه می‌یابد. از معضل دارفور برای ابزارسازی از «دادگاه جهانی» استفاده می‌شود.

+   2009/3/9   16:30   مانی ب.  | 


This is a man's world
This is a man's world
But it would be nothing ... a

دانلود +

+   2009/3/8   10:11   مانی ب.  | 


 آزادی‌خواهی و آزادی‌دوستی حسرت‌برانگیز بچه‌های کوچیکو دیدین؟ روی خودمختاری خودشون خیلی اصرار می‌ورزن. خدا رو بنده نیستن. می خوان همه‌ی کارا رو خودشون انجام بدن. خودم غذا بکشم. خودم کفشمو بپوشم. چاقو رو بدید خودم می‌خوام سیبو پوس بکنم. خودم سی‌دی رو بذارم توی دستگاه پخش! همه رو با «خودم خودم»کردنشون عاجز می کنن. اما تا یه چیزی میشه که «درد»شون می‌گیره٬ صدای «ترس»ناکی میاد یا چیز دیگه‌ای می‌ترسونشون٬ فورا خودم‌خودم یادشون میره و به بزرگ‌ترا پناه می برن. یه مرتبه حرف‌گوش‌کن می‌شن. وقت خطر٬ چون مث همه‌ی ما شکننده و ضعیفن٬ می‌ترسن و به امید یافتن تسلی/ و امنیت٬ آزادی‌شونو قربانی می‌کنن. تسلیم «قدرت» می شن.

 

 Label: کارکردهای لولوخورخوره

 

+   2009/3/7   11:14   مانی ب.  | 


هرکی بالاخره مجبوره برا سرپانگه‌داشتن چیزی شبیه به «نرمالیته» یه مقدار نیرو صرف کنه. این باجیه که دیگران از آدم می‌گیرن. این‌جا و اون‌جا باید رضایت بدیم٬ یعنی یه مقدار از نیروی خودمونو بسوزونیم که با اونا در سازگاری بسر ببریم. این وجه حق عضویت در «کلوپ ما»ست که می‌گن باید پرداخت. میگن٬ کاری‌ش نمیشه کرد٬ باید سوخت و ساخت. این‌که همیشه گرونه یه حرف دیگه‌س ...

+   2009/3/6   10:59   مانی ب.  | 


«...

ز جمع آشنایان میگریزم

به کنجی میخزم آرام و خاموش

نگاهم غوطه‌ور در تیرگیها

به بیمار دل خود میدهم گوش

...».

 *

آیا چه اتفاقی رخ می‌داد اگر فروغ در جلسه‌ی عده‌ای از این زن‌های ناآرام امروز که از نام و شعر او برای خود پرچم درست کرده‌اند شرکت می‌کرد؟ یک موجود حساس در میان عده‌ای که اعصاب آن‌ها از جنس سیم‌ترمز موتورسیکلت است.

نظر خصوصی من که به آن عمیقا باور دارم این است: بعد از پنج دقیقه در دل خود را لعنت می‌کرد که پا به چنین مکانی گذاشته است.


پ. ن.

الان که بعد از دوسه هفته  فکر می کنم٬ می بینم اشتباه کرده ام: نه بعد از پنج دقیقه٬ بلکه بعد از یک دقیقه.

+   2009/3/5   10:47   مانی ب. 


نام

نام خانوادگی

نام پدر.

تولد

ازدواج با

طلاق از

مرگ در.

 

+   2009/3/4   8:39   مانی ب. 


در خروجی این بیمارستان/ در ورودی بیمارستان دیگری است.
+   2009/3/2   10:27   مانی ب. 


- هی راه می‌رفت پف‌پف سیگار می‌کشید می‌گفت: باید تصمیم‌ام را بگیرم. باید زودتر تصمیم‌ام را بگیرم. ... ما هم که بی‌خبر٬ براش آرزوی توفیق می‌کردیم. هی می‌گفتیم٬ زودباش٬ عجله کن٬ زودتر تصمیم‌تو بگیر٬ یا کار امروزو به فردا نباس انداخت و از این حرفا. ...

- یادش بخیر.

- آره ... روحش شاد.

+   2009/2/28   12:54   مانی ب. 


مرد عراقی (تازه‌آزادشده از زندان آمریکایی‌ها) با همسرش +

و زن بنگلادشی (تازه‌آزادشده از دست گروگانگیرها) با همسرش+

+   2009/2/27   19:11   مانی ب. 


 

- چطوری؟

- بد.

- اوه ... اگر کمکی از دست من بیچاره برمیاد٬ بگو برات انجام بدم.

 

+   2009/2/27   10:57   مانی ب.  | 


این‌که میگن مثل ما شو تا دوس‌ات داشته باشیم٬ دروغه. به حرفشون گوش نکن٬ وقتی مثل اونا شدی ازت بدشون میاد. پیش خودشون میگن «دیدی؟ ... اینم یکی مث خودمونه».

 

+   2009/2/26   13:6   مانی ب.  |