آن­چه در زیر می­خوانید ترجمه مصاحبه­ی رادیو آلمان است با روشنفکر و نویسنده فرانسوی – یهودی آلفرد گروسر Alfred Grosser  در ارتباط با حمله اسرائیل به لبنان. مصاحبه­کننده: Joachim Scholl

 

آلفرد گروسر انتقاد شدید خود به اقدامات اسرائیل در لبنان را مورد تأکید قرارداد: دولت اورشلیم باید در روش مبارزه با حزب­الله تجدیدنظر کند. هر بمب اسرائیلی شمار بیشتری از لبنانی­ها را به سوی این نیروی شبه­نظامی اسلامی و رادیکال می­راند.

علی­رغم تلاش­های دیپلماتیک زیاد جنگ در لبنان هنوز ادامه دارد. در باره اقدام اسرائیل عقاید متفاوت­ است. هر کسی حق دفاع از خود را می­فهمد، اما تأثیر بمباران ناچیز بوده است. صدها غیرنظامی قربانی شده­اند، ده­ها هزار در حال فرار هستند. آلفرد گروس در این باره (به نقل از روزنامه "وست دویچه تسایتونگ") می­گوید: کاری که اسرائیل می­کند هیچ­چیز نیست جز جنایت جنگی.

 

                           *

 

- آقای گروسر، روزبخیر!

- روزبخیر.

- شما یهودی­تبار هستید، نه؟

- بله. بنا بر عقاید هیتلر یک یهودی ١٠٠٪ هستم.

- یک روشنفکر شناخته شده اروپایی که سخن او وزنه­ای محسوب می­شود! سخنان شما در اسرائیل هم شنیده می­شود، می­خواهید به چه هدفی برسید؟

- به این هدف که آلمانی­ها بیدار شوند، به این هدف که نگویند «تلاش­های دیپلماتیک در جریان است»، بلکه بپرسند: چرا اروپا سکوت کرده است؟

بوش کاملا پشت سر اسرائیل است، اما اروپا نباید در باره جنایاتی مثل آن­چه در لبنان می­گذرد سکوت اختیارکند. اروپا باید بگوید که نابودکردن کشوری با شهرهایش، تخریب نیروگاه­های برق و فرودگاه آن، جلوگیری از تردد کشتی­ها به بنادر آن، به بهانه جنگ با حزب­الله باطل و ناموجه است.

- حزب­الله دایما از جنوب لبنان به اسرائیل حمله می­کرد. ربوده­شدن سربازان اسرائیلی کاسه صبر دولت اسرائیل را سربرد. آیا انتظار یک واکنش شدید نمی­رفت؟ آیا در این میان حزب­الله مسئولیتی در گسترش درگیری ندارد؟

- بله، البته. اما به عنوان مثال آن­ها خواهند گفت، در موقعیت­های جنگی سربازان ربوده­شده، اسیر جنگی هستند که معمولا با اسرای دیگر تبادل می­شوند. اگر موقعیت جنگی نیست، پس این بمباران­ها به چه معنی است؟ و اگر سربازان اسرائیلی به گروگان­ گرفته شده­اند، پس سروکار ما تنها با گروگانگیری است، و اگر مسئله گروگانگیری است، پس جنگ نیست.

- قابل فهم است که ما در آلمان نامطمئن هستیم. ما در مقابل تروریسم طرف اسرائیل را می­گیریم و شاهد انفجار بمب­هایی می­گردیم که غیرنظامیان را نابود می­کند. این وحشتناک است. شما اشاره­ای کردید، اما دولت آلمان باید تا چه حدی آشکارا در برابر جنگ موضع بگیرد؟

- بله، دولت باید چنین موضعی اتخاذ کند، اما آلمانی­ها اجازه می­دهند که دایما مرعوب­شان کنند. در فرانسه­ هم وضع به همین منوال است. از دخالت انسان­گرایانه به نفع غیرنظامیان حرف می­زنند اما بیمارستان­های بمباران شده­، نایابی داروجات، و تشنگی و گرسنگی­یی را که در راه است، نادیده گرفته می­شود. از جمله دلایل سقوط جمهوری چهارم فرانسه در سال ١٩٦٨ فریادی بود که علیه جنایات جنگی فرانسه بلند شد. هدف یکی دو بمب­ی که روی یکی از روستاهای تونس انداخته شد مبارزان آزادی­خواه الجزایری بودند که در آن­جا سنگر گرفته بودند. آن روزها این اقدام یک جنایت جنگی محسوب می­شد، اما  اندازه آن­چه در لبنان اتفاق می­افتد هزاربرابر عملی بود که فرانسوی­ها مرتکب شده بودند.

- هفته گذشته کارشناس سیاسی اسرائیلی «شلومو آوینری» همین­جا در برنامه­ فرهنگی رادیو آلمان می­گفت که دنیا به این­که اسرائیل هرروز زیر آتش باشد عادت کرده است. چیزی تقریبا شبیه به این: «دو تا سه راکت در روز که چیزی نیست ...». می­گفت، تصور کنید که آلمان در یک چنین موقعیتی می­بود. البته سخن آوینری پلمیک تندوتیزی است، اما او انگشت خود را روی زخم می­گذارد. آیا ما اصلا حق داریم به اسرائیل انتقاد کنیم؟

- بله، طبیعی است که حق دارید. مخالفت با هیتلر فقط به خاطر ضدسامی­گری و اردوگاه آشویتس نبود. مخالفت با هیتلر به خاطر تحقیر همه انسان­هایی بود که آلمانی نبودند. ده­ها سال است که اسرائیل به طور مستمر در نوار غزه به خود حق می­دهد هر کسی را که خواست به قتل برساند و به هرکجا که خواست حمله کند. و اگر کسی در آلمان بگوید، اسرائیل تحت بمباران است، غزه دایما زیر آتش قرار دارد و تحقیر دایمی فلسطینی­ها شدید است، روزنامه­ها حرف او را سانسور می­کنند. به عنوان مثال مسئولان برنامه تلوزیونی «فکوس» (Focus) سخنان مرا سانسور کردند، زیرا در باره کتابی که می­بایستی صحبت می­کردم، حرف زدم. از کتابی به قلم یکی از دوستانم «روپرت نوی­دک» به نام «دیگر نمی­خواهم سکوت کنم» که درباره سرنوشت فلسطینی­ها است. 

- میخائیل شتورمر در کتاب خود که در ماه آگوست منتشر می­شود، می­گوید که حزب­الله خروج اسرائیلی­ها از جنوب لبنان در سال ٢٠٠٠ را نشانه ضعف اسرائیل تعبیر کرد. غربی­ها از این عقب­نشینی به عنوان "سیگنال­صلح" قدردانی کردند. اما این نشانه­ها از سوی اسرائیل، همین­طور خروج از نوارغزه نتوانست موقعیت­ را بهبود بخشد.

- عکس قضیه هم کاملا صحیح است. به رسمیت شناختن اسرائیل از سوی عرفات برای فلسطینی­ها چه به ارمغان آورد؟ ایجاد یک دولت فلسطینی چه فایده­ای داشت؟ اسرائیلی­ها از همان ابتدا هیچ ابزاری در اختیار آن­ها نگذاشتند، حتی در پی عملیات فلسطینی­ها در خاک اسرائیل، به­جای کمک به پلیس فلسطین به آن­ها تیراندازی می­کردند. این لیست را می­شود طولانی­تر کرد.

اما مسئله امروز، مسئله با اهمیت امروز این است که کشوری به سمت نابودی کامل می­رود. دیروز در پاریس تظاهرات بزرگی در همبستگی با لبنان برگزار شد. فرانسه و لبنان روابط زیادی دارند. متأسفم که رئیس­جمهور ما فقط به کمک­های انسان­دوستانه اکتفا می­کند و می­گوید، باید آن­چه را که می­توان نجات داد، نجات داد، و نمی­گوید، نابودی یک کشور تحمل­ناپذیر است.

- به عنوان شهروند فرانسوی روی این سخن شما با ژاگ ژیراک است، اما به­طور کلی رفتار اروپایی­ها را چگونه ارزیابی می­کنید؟ آیا رفتار آن­ها پرتأخیر است؟

- بله، زیادی تأخیر دارند، زیادی سکوت می­کنند، زیادی مواظب­ هستند که مرتکب عملی که مخالف جرج بوش است نشوند. و بوش کاملا از راهی که رئیس­جمهورهای دیگر آمریکا رفته­اند خارج شده است. مثل کارتر یا وزیر امور خارجه­ای مثل کیسینجر که جهت میانجی­گری کوشیدند. امروز وقتی رئیس­جمهور آمریکا اعلام می­کند که هر قطعنامه­ای را که به نوعی اسرائیل را محکوم کند، وتو می­کند دیگر از میانجیگری خبری نیست. و ده­ها سال است که در این جور مواقع یا سروکارمان با وتوی آمریکا است، یا اسرائیل که خود به برکت وجود سازمان ملل تأسیس شده است، قطعنامه­های این سازمان را رعایت نمی­کند. و حالا گفته می­شود: دولت لبنان به وظیفه خود در ارتباط با اجرای قطعنامه سازمان ملل عمل نکرده است! اما کدام کشور آغازکننده بی­اعتنایی به قطعنامه­های سازمان ملل است؟

- خلع­سلاح حزب­الله توسط یک نیروی نظامی وابسته به سازمان ملل را چگونه ارزیابی می­کنید؟

- خوب، یک چنین چیزی پیش از قطع درگیری­ها قابل تصور نیست. و اسرائیل هم که می­گوید، اول می­بایستی که به اهداف جنگی خود برسد. اما این چگونه ممکن است، وقتی که هر بمب اسرائیل عده دیگری از لبنانی­ها را به هواداری از حزب­الله برمی­انگیزد؟ اسرائیل نمی­خواهد بپذیرد که تحقیر مردم لبنان و حملات به این کشور نزد آسیب­دیدگان چقدر نفرت ایجاد می­کند.

در دوران جنگ الجزایر من علیه آن مبارزه می­کردم با این­که خودم فرانسوی هستم. همین­طور که امروز اسرائیل را مورد نقد قرار می­ده، چون یهودی­ام. آن روزها طرف­دار کشیش کاتولیک الجزیره بودم که می­گفت تخریب هر دهکده یا قتل هر بی­گناه موجب ازدیاد تروریست­ها می­گردد. آن روزها دولت ما، مثل دولت امروز اسرائیل، اعلام می­کرد، اول می­بایستی که طرف مقابل از عملیات خود دست­ بردارد، تا ما اقدامات خود را خاتمه دهیم.

- خوب، امروز خط­کشی­ها و مواضع محکم­تر شده است. به نظر می­رسد تلاش­های دیپلماتیک کمتر از آن هستند که بتوانند بحران را مهار کنند. خواست شما از اسرائیل چیست؟

- باید از دولت اسرائیل خواهان یک تغییراندیشه بود. مقامات مسئول اسرائیل بایستی بیاندیشند که طرف مقابل هم انسان­هایی هستند که می­شود با آن­ها گفتگو کرد، که باید موقعیت آن­ها را حس کرد، نه این­که آن­ها را دایما تحقیر نمود. در همین ارتباط هم گفتم که شخصی مثل «دانیل بارن­بویم» (رهبر ارکستر) خیلی بیشتر از آریل شارون به صلح خدمت کرد.

- به کمک ارکسترش؟

- بله.

- حال این نوع تلاش­های فرهنگی به نظر پوچ می­رسد.

- بله، اما او حداقل چنین کاری را آغاز کرد. اگر آن­ها همکاری کنند، رابطه بین کسانی که با هم درحال جنگ هستند، رابطه کسانی که نمایندگان آن­ها با یکدیگر می­جنگند و فکر می­کنند که با بمب می­توانند صلح ایجاد کنند بهبود می­یابد. تا به حال کسی با بمباران مشکلی را حل نکرده است، الا از طریق نابودی طرف مقابل، اما در این مورد مشخص، لبنان طرف مقابل اسرائیل نیست.

- امروز این معضل در یک چهارچوب ژئوپلیتیک بزرگ مطرح است، سوریه و ایران روی این آتش «سوپ» خودشان را می­پزند. در این صورت بچگانه نیست که از اسرائیل بخواهیم نوبت را به کبوتر صلح بدهد؟

- چرا بچگانه؟ ٤٠ سال است که موقعیت در منطقه ناامن است. چطور می­توان بدون اعتماد به امنیت رسید؟ و شانس به­وجودآمدن اعتماد هر روز کمتر می­شود. و وقتی که به عنوان مثال با شهروندان مسلمان اسرائیل بدرفتاری می­شود، وقتی که آن­ها مورد تحقیر قرار می­گیرند، پیشرفتی به سوی آینده صورت نمی­گیرد.

 

ترجمه: مانی ب.

استفاده از متن بالا آزاد است.

قسمت دوم مصاحبه با چامسکی را در وبلاگ لیلای لیلی بخوانید.

.

+   2006/8/12   11:46   مانی ب.  |