نوشته زیر ترجمه مصاحبهای با برژنسکی، یکی از جئواستراتژهای نامدار و مشاور امور امنیتی دولت آمریکا است که در آن دیدگاه دیگری نسبت به جنگ اسرائیل علیه حزبالله و لبنان یافت میشود. برژنسکی معتقد است که سیاست جنگی در دید میانمدت میتواند به پایان اسرائیل بیانجامد و به اینخاطر تحول در استراتژی نومحافظهکاران که بر اساس خشونت بنا شده است، ضروری میباشد.
مصاحبهکننده: Nathan Gardels

- باید توجه داشت که اسرائیل در جنگ ششروزه ارتشهای متعارفی را شکست داد که تحت هدایت رژیمهای فاسد بودند. جنگ حزبالله علیه اسرائیل یک جنگ غیرمتقارن است که هر روز تودههای تندروتر و حتی فناتیکتر را به خود جذب میکند. بله، برای اسرائیل مبارزه با حزبالله بسیار مشکلتر از جنگ با ارتشهای مذکور خواهد بود.
- سالهای سال اشخاصی نظیر آریل شارون و بنیامین نتانیاهو ادعا میکردند که اسرائیل در منطقهی سیاهی میزیید و دشمنان آن تنها زبان خشونت را میفهمند. نومحافظهکاران آمریکایی هم دقیقا همینطور استلال میکنند. کما اینکه میگفتند تسخیر یکجانبه عراق توسط قدرت عظیم آمریکا تأثیری نمادین برجای میگذارد که همسایگان «سیاه» را به رفتاری ملایمتر نسبت به آمریکا وامیدارد. آیا خطای این تئوری آشکار نشده است؟ آیا نیروی نظامی برتر به عنوان ابزاری خشن بهجای تأمین امنیت، باعث ایجاد دشمنی جاودانه نمیشود؟ با تأمل در تخریب شهرهای جنوب لبنان (١٩٨٢) در اثر هجوم آریل شارون به این کشور، قابل پیشبینی بود که سالها بعد چیزی مثل نفرت حزباللهی شکل بگیرد.
- نسخههای نومحافظهکاران (که اسرائیل هم شبیه آنها را دارد) برای آمریکا و نهایتا برای اسرائیل عاقبت خوبی ندارند. این نسخهها باعث پیوستن اکثریت بزرگی از ملتهای خاورمیانه به صف مخالفان آمریکا میشوند. درسهای عراق وضوح کافی دارند. ادامه سیاست نومحافظهکاران نهایتا به تاراندهشدن آمریکا از منطقه میانجامد و این آغازی برای پایان اسرائیل است.
- آیا مرگ غیرنظامیان بیگناه در قانا (همینطور جنایات سربازان آمریکایی در عراق) برای اعراب و ایرانیها دارای این پیام نیست که «خاورمیانه جدید» مورد نظر آمریکا و اسرائیل به معنی اشغال، جنایت و خونریزی است؟ حتی اخیرا شیرین عبادی، برنده جایزه نوبل به من گفت که ایرانیها با رغبت بیشتر حکومت ملاها را تحمل میکنند، تا مناسبات وحشتناکی را که در عراق شاهد آن هستند.
- دقیقا، به همین خاطر سیاست نومحافظهکاران هم برای آمریکا و هم برای اسرائیل خطرناک است.
- دیپلماسی آمریکا در منطقه، گذشته از مشکل اسرائیل – حزبالله چه هدفی را دنبال میکند؟
- مسئله جدید این است که هر روز جدانگهداشتن مشکل اسرائیل-فلسطین، مشکل عراق و مسئله ایران از یکدیگر سختتر میشود. نه آمریکا و نه اسرائیل، هیچکدام در موقعیتی نیستند که راهحل یکجانبهای را به خاورمیانه تحمیل کنند، علیرغم وجود اشخاصی که دوست دارند یک چنین امکانی را باور کنند.
یافتن راهحل مسئله اسرائیل-فلسطین تنها در صورت مداخله جدی جامعهجهانی و پشتیبانی از نیروهای میانهروی هردو طرف، گذشته از کثرت یا قلت آنها میسر است. به اینترتیب موقعیتی پدید میآید که در آن نزد نیروهای جنگطلب بهجای مقاومت، علاقه بیشتری برای همگرایی ایجاد میشود، هم به دلیل جذابیتها و هم به دلیل جرایمی که متوجه آنان خواهد بود.
انتقاد شدید نخستوزیر عراق جواد مالکی از اسرائیل به خاطر جنگ لبنان، اشارهای است به آنچه که خواهد آمد. این تصور که آمریکا عراقی گوشبهفرمان، دمکراتیک، با ثبات، طرفدار آمریکا و دوستدار اسرائیل خواهد داشت، افسانهای است به شدت فرّار. به همین دلیل آمریکاییها باید گفتگو با عراقیها را در مورد روز خروج نیروهای خود از این کشور آغاز کنند. ما نباید با عجله این کشور را ترک کنیم. سفیر امریکا خلیلزاده به من گفت که مدت چهارماه عجولانه است. من هم همین عقیده را دارم. اما باید توافق داشته باشیم که نیروهای آمریکا بادی چندی پس از «چهارماه» از عراق خارج شوند.
به ایران پیشنهاد عقلانییی عرضه کردیم. نمیدانم جواب آنها مثبت خواهد بود یا حداقل منفی نخواهد بود. تصور خود من شخصا بر این است که جواب ایرانیها نه مثبت و نه منفی خواهد بود. با زمان بازی میکنند. چندان بد هم نیست، مشروط به اینکه پیشنهاد را رد نکنند.
برنامه اتمی ایران جدی است. نقش ایرانیها در لبنان جانبی است. اما واقعیت این است که خطر بلاواسطهای موجود نیست و به همین خاطر برای پرداختن به آن وقت کافی هست. گاه در سیاست بینالمللی بهتر است خطرات را به آینده موکول کرد و از دفع فوری آن چشمپوشید، زیرا چنین عملی میتواند موجب واکنش نابودکنندهای گردد. برای پرداختن به ایران وقت داریم، به شرط اینکه روند گفتگو در عرصه انرژی اتمی ادامه یابد. در این صورت میتوان گفتگو را به مسائل امنیتی منطقه نیز گسترش داد.
نهایتا این ایران است که اهمیت دارد، نه عراق. ایران خواهد ماند و نقش خود را بازی خواهد کرد. ایران همچنین در دید درازمدت تاریخی و بنا بر درجه باسوادی، کسب تحصیلات عالی و نقش زنان درجامعه، کلیه پیشفرضهای یک رشد داخلی سازنده را دارد. آخوندها نه آینده ایران، بلکه قسمتی از گذشتهی این کشور هستند. تحول در ایران از طریق همکاری پیش میرود و نه از طریق تقابل.
اگر همین خط را ادامه دهیم، شاید بتوانیم از بدترین حوادث ممکن جلوگیری کنیم، و اگر نه، هراس من این است که منطقه منفجر گردد. در درازمدت اسرائیل را خطر بزرگی تهدید میکند.
*
مقابله با حماس و حزب الله
ترجمه مصاحبه چامسکی را در وبلاگ لیلای لیلی بخوانید.