پرتاب کفش به سوی جرج بوش به عنوان رئیسجمهور قدرت اول جهان و نماد زورگویی٬ تروریسم٬ دروغگویی/ و شروع کنندهی جنگ غیرقانونی علیه عراق٬ بسیاری از مخالفان قدرت٬ خشونت٬ جنگ و خونریزی را به شوق و تحسین واداشت*. عمل منتظر الزیدی خبرنگار عراقی یک اکسیون هوشمندانه و متهورانه بود با بزرگترین تأثیر ممکن در عرصهی جهانی. چگونه/ با چه زبانی میشود به مسبب اصلی یک میلیون کشته٬ صدهاهزارنفر زخمی٬ خانههای خراب٬ یک میلیون آوارهی دربدر٬ تجاوز و آدمکشی اعتراض کرد؟
الزیدی در حین پرتاب کفشها به سوی جرج بوش میگوید:
«این یک بوسهی خداحافظی است. ای سگ! بوسهای از طرف بیوهها٬ یتیمها و به قتلرسیدهها».
حال به شناسهی "روشنفکر" عقبافتادهی تحقیرکننده نگاه کنید که بیاعتنا به رنج غیرقابلتصور و خردکننده قربانیهای جنایت٬ از پشت عینک «پز» ضدخشونت٬ «نعلین» پرت کردن را خشونت میبیند اما از دیدن جنایات بزرگ یادشده به عنوان «خشونت» عاجز است. ادامه ...
قبلا در باره دمکراسی هم از پشت همین عینک نوشته بودم (+).
شما هم یک کفش توی پوزهی جرجبوش بزنید (+).
برای آزادی الزیدی امضا کنید (+).
تماشایی (+).
مرتبط:
شما سردرمیآرین این قضیه لنگهکفش رو؟
کاش توی صورت من میخورد.