«تو بلدی درد را پیدا کنی و لقمه لقمه توی قلبت٬ قلب کوچولوت جابدهی٬ و ...».
فرم زنانهی یک چنین جملهای چگونه میتواند باشد؟
این پیشنهاد چطور است؟ آیا مسیح علینژاد میتواند به عباس معروفی بگوید:
«چه خوب که شرح دردهایم به دستهای تو٬ دستهای گرم مردانهات به چاپ رسید»؟
نه. این خیلی رادیکال شد. میخواهیم منصف باشیم. بهتر است برای حذف نقش حس لامسه به جای «دستهای گرم مردانهات» بگذاریم: «دستهای توانای مردانهات». شاید گفته شود که «مردانهات» نیز در اینجا زیادی است زیرا معروفی از زنانگی مسیح علینژاد حرفی نزده است. درست است. او به طور مستقیم در باره زنانگی علینژاد حرفی نزده است٬ اما تلویحا به آن اشاره دارد. عبارت «قلب کوچولوت» که به گوش دختر جوان عاشقپیشه خوش مینشیند٬ در گوش پسر جوان عبارتی لوس است که اگر نوعی اهانت نباشد٬ حداقل مأیوس کننده است. ازعبارت «قلب کوچولوت»٬ مردها/ معمولا مردهای جوان عاشقپیشه ایرانی که طبیعتا شعر هم میگویند/ استفاده میکنند. خود همینکه مسیح علینژاد نمیتواند از قلب کوچولوی عباس معروفی حرف بزند به اندازهی کافی گویاست. پس در جملهی پیشنهادی باید به طریقی به مردانگی معروفی حداقل اشارهای باشد. «دستهای توانا» بدون اشاره به مردانگی٬ عبارتی خنثی است٬ مخصوص مردان نیست و آن را میتوان به زنها هم گفت.
اگر این پیشنهاد را نمیپسندید٬ پیشنهاد بهتری ارایه کنید.
جمله ی پیشنهادی اهور: تو قادری تمام دردها و درمان اونها را پیدا کنی و خروار خروار توی دل بزرگ دریاییات جا بدی.
پیشنهاد سهیلا: تو خود درمان دردی. این در جزر و مد دل اقیانوسی ات عیان است.
* لینک