مریم اقدمی و لیدا حسینینژاد (همکاران رادیوزمانه)٬ طبق یک سنت قدیمی برای گفتگو حولوحوش واکنش مخاطبان به اولین برنامهی شبکهی ایکس با ابراهیم نبوی (همکار رادیوزمانه) مصاحبه کردهاند.
«شبکهی ایکس، جزو پربینندهترین برنامههای سایت زمانه بوده که کامنتهای زیادی هم داشته است. این کامنتها خیلی هم مثبت نبودند*. برای همین سراغ ابراهیم نبوی رفتیم تا ببینیم چه جوابی به کامنتها میدهد» (+).
طوری که در پست پیش آمد٬ یکی از کامنتگذاران که خود را شهروند هلندی معرفی کرده بود معترض شده بود که نبوی مالیات او را – به قول مریم اقدمی- حرام میکند. نبوی چه میگوید: «واقعیت این است که در این مورد کمی تردید دارم. اوایل که بلژیک آمده بودم با یکی از دوستانام که ۲۰ سال است در اینجا زندگی میکند صحبت میکردم. پرسیدم برگهی مالیاتم را چه جوری پر کنم. گفت تو دیوانهای؟ گفتم برای چه؟ گفت مگه آدم به این دولت کثافت مالیات میدهد؟ گفتم کدوم کثافت؟ گفت این بلژیک. گفتم اینها که کثافت نیستند اینها در این سالها به تو پناه دادند. گفت اینها اصلاً میخواهند سر به تن ما نباشد بهخاطر نفت با ما اینگونه برخورد میکنند. گفتم آقا نفت چیه؟ اینها شش برابر ما نفت دارند، وضعشان خوب است. دنبال هر ایرانی که رفتم گفتند ما مالیات نمیدهیم. حالا نمیدانم این مالیاتدهنده چگونه در هلند پیدایش شده است. فکر میکنم احتمالاً از بلژیک به هلند فرار کرده است! بعید میدانم که ایرانی در کشوری دیگر مالیات بدهد. ممکن است پول بگیرد اما مالیات نمیپردازد».
واقعیت را نمیشود و نباید کتمان کرد. در سالهای اول اقامت در اروپا از ایرانیها رفتارهای ناهنجار زیادی سرمیزند که به مرور٬ یا در اثر سردرآوردن از فرهنگ جامعه٬ یا در اثر نتایج منفی رفتارهای خود٬ درست میشود. واقعیت این است که فرارکردن از مالیات مانند دزدی جرم بزرگی است. و ایرانیهایی که من میشناسم به قوانین مالیاتی پایبند هستند. اینکه ترس از عواقب قانونی یا تفکر متمدنانهی آنها دلیل این پایبندی است٬ بحثی ثانوی است.
البته امثال دوست نبوی که بیستسال در بلژیک زندگی میکند و منفعتخواهی خود را در پس "تئوری"های خودساخته مخفی میسازد نیز هستند. پیشترها برخی از «چپ»یها دزدی از سوپرمارکت را «مصادره از بورژوازی» مینامیدند. اما اغلب ایرانیها بعد از مدتی اقامت درمییابند که باید بین زندگی متمدنانه/ و مجرمانه یکی را انتخاب کنند. و آسایش البته در احترام و پایبندی به قوانین است.
نبوی میگوید٬ سامان شهروند هلندیایرانی باید شخصی باشد شبیه دوست بلژیکی و تبهکار او که از بلژیک به هلند فرارکرده است. و تلویحا میگوید ایرانیهای مهاجر دزد هستند. «دنبال هر ایرانی که رفتم٬ گفتند ما مالیات نمی دهیم. ... بعید میدانم ایرانی در کشور دیگر مالیات بدهد».
جای خوشحالی است که چند تن از ایرانیهای مقیم اروپا و آمریکا به یاوهگوییهای نبوی اعتراض کردهاند. و یکی از آنها صریحا و به حق خواهان عذرخواهی نبوی از این اتهامات گشته است.
نبوی ادامه میدهد:
«حالا فرض را بر این میگذاریم کسی پیدایش شده که مالیات میپردازد. واقعیت این است وقتی آمدم٬ کسی به من گفت بیا رادیو زمانه کار کن هر غلطی هم دلت خواست بکن و هر چه دلت خواست بگو. اگر غیر از این بود یعنی اگر به من گفته شده بود که تو در این رادیو فلان چیز را بیان نکن و این یکی را بگو. من دو تا میزدم تو سرشان و اصلاً با آنها کار نمیکردم. دولت هلند به قبر باباش و خانم بئاتریس که ماماناش باشد میخندد که به من بگوید من چه چیزی بنویسم و چه چیزی ننویسم! این دولت به من آزادی داده که حرفام را بزنم یا جلوی حرف زدن من را بگیرد؟ آنها چه حقی دارند که چنین صحبتی بکنند. مالیاتدهنده که نباید من را کنترل کند».
نبوی رفتار سامان را تحریف میکند. سامان نمیخواهد جلوی کسی را بگیرد. او معترض است نه کنترلکننده. او حق دارد چنین صحبتی بکند و در اعتراض خود محق است و مناسبات دمکراتیک جامعهی هلند البته ابزاری را برای پیگیری چنین اعتراضی در اختیار او میگذارد. و همانطور که گفتم امیدوارم که سامان از این ابزار استفاده کند. این بهترین راه بحثکردن با امثال ابراهیم نبوی است.
مریم اقدمی که مناسبات را میشناسد در جواب نبوی میگوید: «درمورد عدم کنترل حق با شماست [!]. اما اینکه میگویید ایرانی مالیات نمیدهد کمی بیانصافی است چون کسی که حقوق در یافت میکند اول مالیات از حقوقاش کم میشود بعد پول به دستاش میرسد».
نبوی: «بیانصافی هم بخشی از کار ماست دیگر خواهر من! واقعیت این است که وقتی اینجا با دوستانم صحبت میکردم از جمع ۲۰ نفر ۱۸ نفر به من راههای فرار از مالیات را نشان دادند».
جای خوشحالی است که مریم اقدمی به طنز نبوی تن در نمیدهد و طوری که از او انتظار میرود بین خود/ و نبوی و دوستاناش خط تمایز میکشد: «اینکه چگونه از مالیاتدادن فرارشود٬ بحث جداگانهای است٬ اما من حتما باید مالیات بدهم».
یکی از خوانندگان به نام شبیر در کامنتی با اشاره به واقعیت مورد نظر نبوی که بین بیستنفراز دوستان ایرانی او هژدهنفر دزد هستند٬ میگوید٬ یک چنین واقعیتی تنها نشان میدهد که نبوی با آدمهای ناجوری دوست است. این واقعا تنها چیزی است که میشود از سخنان نبوی فهمید.
مهدیجامی یک بار از رادیوزمانه به عنوان «رسانهای پایدار برای جامعهی مدنی پایدار» یادکرده بود. به عنوان چراغی که باید آن را روشن نگه داشت.
به قول آلمانیزبانها: دست روی قلب! من از اینکه جامعهی مدنی ایران برای روشن کردن تاریکیها٬ به پرتوپلاهای احمقپسند نبوی محتاج است٬ قلبا متأسفم. >
* این خانم اقدمی نویسندهی سلسله مقالههای مفید در باره «خطاهای استدلال» در وبسایت رادیوزمانه است که احاطهی خوبی بر زبان دارد. «این کامنتها خیلی هم مثبت نبودند» یعنی «برخی از این کامنتها کاملا منفی بودند».