مدیر رادیوزمانه در پاسخ به یکی از مخاطبان (مخلوق) که آیا دولت هلند از رادیوزمانه «درخواست»هایی دارد، می‌نویسد: «این نگاه حتما جایی در فرهنگ ما ریشه دارد ... این‌که فکر می‌کنیم: نمی‌شود کسی پولی گذاشته باشد و شرط‌های خاص نگذاشته باشد».

  راست می‌گوید. این نگاه حتما جایی در فرهنگ ما ریشه دارد. مثلا درحیطه‌ی ضرب‌المثل‌های رایج در زبان فارسی. ضرب‌المثل‌هایی که معنای بسیاری از آن‌ها انطباق درستی با واقعیت‌های امروز ندارد/ یا فکر امروز ما آن را نمی‌پسندد. به عنوان مثال: سلام گرگ بی‌طمع نیست/ یا طوری که یکی از کامنت‌نویسان رادیوزمانه نوشته بود: گربه محض رضای خدا موش نمی‌گیرد.

اما مهدی جامی مخاطب یادشده را «اهل فلسفه وبلاگستان» معرفی می‌کند. یعنی می‌توانیم بپذیریم که ذهن او به اندازه‌ی کافی از تأثیر «حکمت‌های عامه»ی ضرب‌المثل‌ها در امان است.

اما غیر از گنجینه‌ی حکمت‌های عامه، چیز دیگری به نام حافظه‌ی تاریخی نیز وجود دارد. دلارهای آمریکایی که در تهران خرج می‌شد پشتیبانی مالی برای «براندازی دولت مصدق» نام نداشت، بلکه چیزی بود احیانا شبیه به «کمک انسان‌دوستانه‌ی آمریکا به ملت ایران برای احیای دمکراسی».

همان‌طور که پیشتر اشاره کردم شخصا معتقد نیستم که رادیوزمانه بخشی از توطئه‌ی دولت هلند علیه ایران است. اما ایرانی‌ها حق دارند که تردید داشته باشند و سؤال کنند. و کسی نمی‌تواند با دو جمله تجربیات تلخ یک ملت را به آشغال‌دانی بریزد.

 به کامنت مخلوق توجه کنید:

«درخواست‌های هلند از زمانه در زمینه‌ی نوع موضع‌گیری‌ها یا نحوه‌ی پوشش اخبار و غیره (اگر چنین درخواست‌هایی وجود دارند و اگر محذور و مانعی از انتشار آن‌ها برای مدیرزمانه وجود نداشته باشد) در اختیار خوانندگان رادیو قرارگیرد».

عبارت توی پرانتز نشان می‌دهد که هدف پرسنده ایجاد شفافیت در مسئله است. جواب جامی می‌توانست یک جمله باشد: خیر چنین درخواست‌هایی وجود ندارد. اما او به سرکوب ذهن پرسشگر می‌پردازد. در واقع به او می‌گوید، شما هم عضو دسته‌ای هستید که معتقدند: کسی که پولی گذاشته باشد، حتما شرط‌های خاصی هم گذاشته است. و با این استدلال به تردید سالم فرد پرسنده مهر بیمار توطئه‌اندیشی می‌زند.

مرتبط: روز اول

+   2008/9/2   12:15   مانی ب.  |