چشم.
میگوید: در هفتهای که گذشت بیم و امید بر پافشاری نابخردانهی سران حکومت اسلامی در مسالهی انرژی اتمی همچنان ادامه داشت. [شما را به حرمت قند پارسی قسم! جمله را نگاه کنید: بیم از پافشاری نابخردانه ادامه داشت. امید بر پافشاری نابخردانه هم ادامه داشت؟]
بسیاری از روشنفکران ایران و جهان معتقد هستند که این انرژی برای ملت ایران بسیار گران تمام میشود و عاقلانهترین راه این است که مردان حکومت در انرژیهای دیگر پافشاری کنند. [تا به حال هیچ در انرژی پافشاری کردهاید؟]
*
اگر شخصی از یک نویسنده در مورد مسائل و جنبش زنان ایران سؤال کند، هیچ از شأن او کسر نمیشود اگر بگوید: معذرت! این موضوع را دنبال نمیکنم/ یا دنبال میکنم ولی نظری ندارم. مگر یک ادیب به کسی امضا داده است که در باره همهی مسائل از زئوس و پرومته و مسائل هستهای گرفته تا جنبشزنان سررشته داشته باشد؟
ادامه میدهد:
جنبش زنان ایران امروزه بزرگترین موقعیت در تاریخ جنبش زنانه را دارا است. [بزرگترین موقعیت یعنی چه؟ جنبش زنانه چه صیغهای است؟]
علاوه بر این جنبش زنان امروز به یک قدرت و یک نهاد بزرگ تبدیل شده که میتواند در گام بعدی هر چیزی را جابجا بکند.
اما اگر میبینید که مثلا دست به انقلاب نمیزند، دقیقا به خاطر درک صحیحشان [صحیح خود] از زمان، مکان و امکان و پیامدها است.
زنها، آنقدر عقل دارند که انقلاب نکنند. [دیگر علامت تعجب هم نمیتواند تعجب آدم را بیان کند!]
فعلا کارهای مهمتر و بزرگتری در ایران وجود دارد که تمام تمرکزشان را زنها گذاشتند روی آن. کاری بسیار بزرگ و مهم. یعنی فرو ریختن بنای جاهلانهی چند همسری و چند همبستری ...
*
خب، با اینکه «چندهمبستری» میتواند ترجمهی مناسبی برای «سک.س گروهی» باشد، بایستی اختراع آن را به حساب خلاقیت ادیب گذاشت.
اما از این گذشته، مثل اینکه بیخبری من از ایران بیشتر از آن است که فکر میکردم. آیا جنبش زنان ایران واقعا به قدرتی تبدیل شده است که میتواند انقلاب کند، اما به خاطر «درک صحیح» انقلاب نمیکند؟ چون کار بزرگی هست که مهمتر و بزرگتر از انقلاب است و آن «فروریختن بنای جاهلانهی چندهمسری و چندهمبستری» است؟
اصولا انقلاب جنبش زنان، که زنان به خاطر عقلی که دارند به آن دست نمیزنند یعنی چه؟ اختلالی در فهم من ایجاد شده است، یا دیگر زبان فارسی را درست نمیفهمم؟