دیروز در برلین فیلم مستندی از کانال آلمانی­فرانسوی «آرته» به مطبوعات معرفی شد که در آن برنده نوبل ادبی هاینریش بل به هم­کاری با سازمان سیا متهم می­شود. این نویسنده آلمانی در چندین سازمان مخفی وابسته به سی­آی­ای خدمت کرده است. در این فیلم رئیس سابق «مرکزفرهنگی شهر کلن» که هاینریش­بل را برای عملیات سازمان سیا در سطح اروپا به خود جذب کرده بود، ادعا کرد که «همه ما برای سازمان سیا کار می­کردیم». وی اضافه کرد که آن­ها بدون آگاهی از مناسبات پشت پرده، به پشتیبانی صندوق مالی شرکت آمریکایی فورد اعتماد کرده بوده­اند. در فیلم یادشده مصاحبه­ای نیز با گونترگراس موجود است. گراس در این مصاحبه همکاری آگاهانه هاینریش­بل با سازمان سیا را نامحتمل می­نامد.

طبق اسنادی که فیل ارایه می­دهد سازمان سیا هزینه سفرهای هاینریش­بل و برخی دیگر از نویسندگان را به مراکز فرهنگی بین­الملی می­پرداخته است. هانس رودیگرمینوف نویسنده فیلم می­گوید: «هاینریش­بل قطعه الماسی بود در کلکسیون سازمان سیا». بازسازی روابط بول و سازمان سیا به سال­های ١٩٥٠ برمی­گردد که او هنوز آن­چنان شهرتی نداشت و برای داستان­خوانی به برلین دعوت می­شد. درطی همین دعوت­ها پای او به جریاناتی مانند «سازمان آلمانی جبهه» که تحت هدایت سازمان سیا بود باز می­شود.

طوری که در فیلم مطرح می­شود پس از تشدید تماس­ها، هاینریش­بل رسما به عضویت یکی از سازمان­های  مخفی سیا درمی­آید. اعضای این سازمان با روشنفکران لهستانی، شوروی سابق و آلمان شرقی تماس می­گرفتند و اطلاعاتی را از غرب در اختیار ایشان قرار می­دادند. از این طریق «روشن­فکران ناراضی» جذب شده و ازطریق هاینریش­بل در مسافرت­هایی به کشورهای بلوک شرق به افکار عمومی بین­المللی معرفی می­شدند. هاینریش بل درباره این سفرها گزارش­هایی تهیه می­کرد که به «مرکز فرهنگی شهر کلن» می­رسیده است.

روی چنین پس­زمینه امنیتی­یی اخراج نویسنده ناراضی شوروی «Solschenizyn» طور دیگری دیده می­شود.

این نویسنده در سال ١٩٧٤ در مسکو دستگیر و به­طور موقت زندانی شد. سپس به کلن آمد و مورد استقبال هاینریش­بل قرارگرفت. تمهیدات این ماجرا به عهده «اداره امور خارجه» آلمان بود. بل هم­چنین با استفاده از وجهه خود در انجمن بین­المللی نویسندگان (پن) از ناراضیان یوگسلاوی سابق حمایت می­کرد. بل در این انجمن به عنوان نویسنده­ای دور از مناسبات دولتی، و فرد دمکراتی که نمی­توان به او رشوه پرداخت معروف بود. فیلم ادعا می­کند که او در عمل در خدمت اهداف دولت آمریکا و شرکای آن در آلمان درآمد. هاینریش­بل در مرکز فرهنگی سازمان سیا در شهر کلن از چنان اهمتی برخوردار بود که ریاست آن را به عهده او نهادند.

بنا به اطلاعاتی که کانال تلوزیونی «آرته» ارایه می­دهد، در محفل فرهنگی شهر کلن مهمترین نمایندگان مطبوعات و انتشارات آلمان گردهم می­آمدند. هدف آن­ها این بود که روشنفکران چپی را در مقابل وسوسه­های مارکسیتی حفظ کرده و تأثیرات رسانه­ای آن­ها را خنثی کنند.

ارتباطات سطح بالا با مراکز بزرگ تلوزیونی برای مأموران آلمانی سازمان سیا امکان ارتباط با میلیون­ها شنونده و بیننده را مهیا کرده بود. مأموران مورد اعتماد سازمان سیا توانستند به طرز «عالی» در مقابل میکرفن­ها و دوربین­های رادیو­تلوزیون­های دولتی قرارگرفته و مطبوعات سوسیال­دمکرات­ها را تحت سلطه خود درآورند.

طوری که فیلم مستند یادشده نشان می­دهد، هدایت مراکز فرهنگی سازمان سیا در شهر کلن، برلین­غربی، مونیخ و هامبورگ در دست جاسوسان آمریکایی قرار داشت که تحت نقاب همکاران «کنگره آزادی فرهنگی» پاریس انجام وظیفه می­کردند.

این ادعا که تا به حال به صورت رسمی رد نگشته است توسط نویسنده (زن) انگلیسی Frances Stonor Saundersدر کتابی با عنوان «چه­کسی صورت­حساب را می­پردازد» با ارایه اسنادی از بایگانی­های آمریکا نیز مطرح شده است.

شبکه این مراکز که نویسندگان، هنرمندان و روشنفکران مشهور بین­المللی اعضای آن را تشکیل می­دادند تا اتریش، سوئیس و ایتالیا می­رسیده است. در این کشورها با پشتیبانی مالی سازمان سیا مجلات فرهنگی­یی منتشر می­شده است بدون این­که افکار عمومی از پشت­پرده خبر داشته باشد. همین­طور در جهان عرب و آفریقا سازمان سیا جهت یافتن همکارانی بین روشنفکران «شعبه­»هایی احداث کرده بوده است که به برخی از آنان بورس داده می­شد و در ارتباط با مرکز سازمان سیا در پاریس قرارمی­گرفتند.

نویسنده فیلم مستند یادشده در کنفرانس مطبوعاتی در برلین می­گوید: «افکارعمومی آلمان، کشورهای اروپایی و جهان ده­ها سال مستمرا فریب خورد. آن­چه به نظربحث­وجدل غیردولتی حول­وحوش سیاست و فرهنگ می­رسید، از طریق دولت هدایت می­شد. سازمان سیا به طور برنامه­ریزی­شده از نویسندگانی مانند هاینریش بل استفاده می­کرد».

 

 متن آلمانی این­جا .

ترجمه آزاد: مانی ب.

 

در همین ارتباط (پست بعدی)

.

+   2006/11/25   12:3   مانی ب.  |