ایستاد. همیشه می‌خواسته بود نویسنده شود، و حالا در یک لحظه ناگهان به خود آمده بود و می‌دید که پدر شده است. سری تکان داد و با فشار نرمی به دسته‌ی کالسکه آن را به حرکت درآورد.

+   2006/11/2   15:27   مانی ب.