تبليغاتX
٤دیواری





مدتی پیش، اگر درست خاطرم باشد، یکی از کارکنان رادیوزمانه گزارشی از کنسرت پاک‌نژاد که نوازنده‌ی پیانو و همکار رادیوزمانه است، منتشر کرده بود. مصاحبه‌ی کارکنان رادیوزمانه با کارکنان رادیوزمانه دارای سنت است. یک‌بار نمی‌دانم نیک‌آهنگ رفته بود خانه‌ی یکی دیگر از همکاران، یا یکی از همکاران آمده بود خانه‌ نیک‌آهنگ‌، و گزارشی از این مهمانی در رادیوزمانه آمده بود. خاطرم هست از دختربچه‌ی خردسالی که تا نیمه‌های شب بدون غرغرکردن پابه‌پای بزرگ‌ترها بیدار مانده بود نیز تمجید شده بود. (فقط در فضای خودمانی می‌توان تسلیم کودکی خردسال را در مقابل خشونتی که بزرگ‌ترها در حق او اعمال می‌کنند، رفتاری خوب و پسندیده نامید). مدتی پیش عباس معروفی [همکار رادیوزمانه] با مهدی‌خلجی [همکار رادیوزمانه] مصاحبه‌ای را در وبسایت رادیوزمانه گذاشته بود. چندوقت پیش شخصی (درست یادم نمی‌آید که او نیز یکی از کارکنان رادیوزمانه بود یا نه) کتاب جدید‌الانتشار مجتبا پورمحسن [همکار رادیوزمانه] را در وبسایت این رادیو معرفی کرده بود. همین‌طور فردی درمورد کاریکاتورهای نیک‌آهنگ کوثر [همکار رادیوزمانه] مقاله‌ی انتقادی-تمجیدی (!) نوشته بود. چند روز پیش نیز مهدی جامی [مدیر رادیوزمانه] در مورد سالگرد دوسالگی رادیوزمانه مقاله‌ای نوشته بود که به آن پرداختم. دو روز پس از آن، نیک‌آهنگ کوثر [همکار رادیو زمانه] با مهدی جامی [مدیررادیوزمانه] در همین مورد مصاحبه کرده بود.  عنوان این مصاحبه این است: چتر رسانه‌ای زمانه رنگارنگ است (+).

 باید تصور کنید که برای تولید هرکدام از این مطالبی که جهت رشد شعور ایرانی‌ها و درک دمکراسی، پلورالیسم، تفکر مدرن و تقویت جامعه‌ی مدنی در ایران واقعا مهم است (!) مبالغی از جیب شهروندان هلندی مالیات‌دهنده خرج می‌شود. آیا صندوق رادیوزمانه نوعی «سلف‌سرویس» است؟ به این کاری نداریم. اما این‌که کارکنان یک رسانه عمومی دایما با همدیگر مصاحبه کنند، به نظرم نامعقول رسید. با خودم گفتم از تندروی اجتناب کنم که مورد انتقاد دوستان قرارنگیرم! یک کامنت نرم گذاشتم. نوشتم:

 امروز مصاحبه‌ی «نیک‌آهنگ‌کوثر با مهدی‌جامی» بود، لابد فردا هم مصاحبه‌ی «مهدی‌جامی با نیک‌آهنگ‌کوثر» را منتشر می‌کنید!

 *

سیاست مدیریت کامنت‌ها

مدتی فکر می‌کردم که اشکالات در مدیریت کامنت‌ها فقط به چشم من می‌آید! اما با شروع بحث و گفتگویی که یکی از پست‌های قبلی ایجاد کرد، روشن شد که خیلی‌ها این مشکل را می‌شناسند. از این بابت خوشحالم. در باره اشکالات مدیریت کامنت‌ها در رادیوزمانه و معیارهای حذف، انتشار و ویرایش و ... می‌شود یک مطلب خوب نوشت. بخصوص این‌که دست‌اندرکاران این رسانه پیام‌گیر را محلی برای تعامل نظری و بخشی از رویکرد ضدسانسور و پلورالیستی خود معرفی می‌کنند.  کسانی که دقت کرده‌اند می‌دانند که کامنت‌ها گاه بعد از بیست و چهار ساعت منتشر می‌شوند. ممکن است بگویید چه اشکالی دارد. بالاخره منتشر می‌کنند. اما این سیاست گول‌زننده است. زیرا تعداد خوانندگان یک مقاله شاید هزارها نفر باشند و خوانندگان نظرات نقادانه شما ده‌بیست نفر. البته نظر شما محترم است، اما بعضی از نظرها محترم تر هستند. برای درک این که در این‌جا چه اتفاقی می‌افتد، باید تصور کرد یک سخنران از پشت تریبون کنفرانسی که رادیوزمانه برگزار کرده است در برابر ده‌هزار نفر، به مدتی دلخواه و در باره موضوعی دلخواه هرچه که دوست دارد می‌گوید. اما پیش از این‌که نوبت «ما» برسد، برگزار کننده‌ها کنفرانس را تعطیل می‌کنند. ده‌بیست‌ نفری که در ته سالن خواب رفته‌اند، شنوندگان نظرات انتقادی ما هستند.

نه آقا. این تعامل و پلورالیسم شما به زحمتش نمی‌ارزه.

*

مهدی جامی: با خودم فکر می‌کردم اگر زمانه را بخواهیم به یک نشانه تشبیه بکنیم چه طور نشانه‌ای خواهد بود. من آن را چتر می‌بینم. یک چتر رنگارنگ. ... چتر بزرگی است که علاقه‌مند است افراد مختلف را زیر [خود]این چتر جمع کند. دوست دارد به اصطلاح پلورالیسم ایرانی را نمایندگی کند.

 پلورالیسم ایرانی را می‌توان در پیام‌های پای این مطلب تماشا کرد.

درست‌اش همان طور که جامی می گوید(!)، این است: "به اصطلاح" پلورالیسم ایرانی را می‌توان در پیام‌های پای این مطلب تماشا کرد.

 *

 کامنت‌ها را تماشا کردید؟ خب پس میان آن‌ها کامنت نرم مرا حتما ندیدید. زیر این چتر رنگارنگ آدم‌هایی با ویژگی‌ها و خصوصیت‌های مشخصی جا می‌گیرند.

 چه خوب که می‌شود زیر باران رفت.

 

مرتبط:    خودمونی ٤  خودمونی ٥

+ نوشته شد در  2008/8/27ساعت 14:29   مانی ب.  | 


 

 RSS 

Powered by
Blogfa.com