هدف از تشکیل این گروه که روزنامه نگار آلمانی ورنر پیرکر آن را «کمیته جنگی صلح» مینامد، جلوگیری از دستیابی ایران به بمب اتمی است. به نظر بنی موریس از آنجایی که حتی تسلیحات اتمی اسرائیل ایران را مرعوب نمیکند، برای جلوگیری از بمب اتمی ایران تنها یک راه باقی میماند و آن حملهای پیشگیرانه به تأسیسات اتمی ایران است «با استفاده ازا تسلیحات متعارف، یا اگر تسلیحات متعارف کافی نبود، با تسلیحات نامتعارف». یعنی با استفاده از بمب اتمی.
وی ادامه میدهد: «انسانهای بیگناه بیشماری کشته خواهند شد، اما این خیلی بهتر از یک هلوکاست هستهای در اسرائیل است».
این ورنر پیرکر آدم نکتهسنجی است. در این باره مینویسد:
«وقتی جنبش صلح در سالهای هشتاد، با توجه به رقابت تسلیحاتی [شرق و غرب] نسبت به وقوع یک «هلوکاست اتمی» هشدار میداد، به آن اعتراض میشد که مقایسهی هر واقعهای با واقعهی نابودی جمعی یهودیان نامجاز است. حال طبق قائدهی گفتاری و از نظر سیاسی صحیح امروز، تنها یک حملهی اتمی به اسرائیل هلوکاست معنا میدهد، درحالی که حملهی اتمی اسرائیل به کشوری که اسرائیل آن را دشمن خود میداند، هلوکاست نیست. در هر صورت به اندازه مورد اول آنچنان بد نیست»**.
پیرکر ادامه میدهد: «بنی موریس این چنین خشن و بیرحمانه معیارهای متفاوت سنجش ارزش زندگی انسانی را به نمایش گذاشت».
به گزارش روزنامه استاندارد، برگزارکنندگان «کنفرانس ایران» از ورود یک زن خبرنگار ایرانی به جلسه جلوگیری کردند (+).
* الفریده یلینک از اعضای مؤسس این گروه است.
حالا امیدوارم این مسئلهی کوچک موجب دلچرکی دوستداران ادبیات نسبت به آثار ادبی الفریده یلینک نشود. تئوری «مرگ نویسنده» برا همینجاها خوبه!
** گفته بودم که ترازوی قوم برگزیده یه کم اشکال داره (+).
.
