تبليغاتX
٤دیواری





گوشزد در پیامگیر وبلاگ خود چیزی نوشته است که باید به او حق داد. یادم هست یک بار دیگر هم مرا متهم به کمونیست بودن کرده بود. به نظر می­رسد او خود را سرمایه­داری می­داند که هرگونه انتقادی از او منقد را اتوماتیک در صف رفقا قرار می­دهد. یک نوع «مک­کارتیسم» با تأخیر!

می­نویسد: « فقط من مانده ام آدمی که از مقایسه اش با کاسترو (آن هم در لفافه) اینقدر بهش بر می خوره و طبعش حساسه چرا موقعی که به ما می رسه باید ما رو زالو صفت و خرتر از حمار بخوانه و عین خیالش هم نباشه».

چون ذکر «قانون حمار» نقد تصور او از "عقل" بود، از آن می­گذرم، اما وقتی فکر می­کنم، می­بینم «زالو نامیدن» او صحیح نبود و نیست. هدف من هم اعتراض به ذهنیتی بود که صاحب آن دیگران را از عملی می­پرهیزاند که خود از آن نمی­پرهیزد و بلکه آن را تبلیغ می­کند. اما نباید به این خاطر کسی را «زالو» نامید. وقتی فکر می­کنم این را یک تندروی نابه­جا و ناروا می­یابم. این باراول نیست که از تندروی خودم (که بی­شباهت به یک بیماری نیست) متأسف می­شوم.

 جمله­ی مربوطه را به عنوان معذرت­خواهی از پست پائینی («یک اتوبوس دکتر») حذف می­کنم.

 

گوشزد در پیام­گیر این­طور شروع می­کند: «راستش به این نتیجه رسیده ام که این آقا مانی من رو دوست داره»! آنیتا در جواب جمله­ی طنزآمیزی می­گوید که خیلی با مزه است. می­گوید: «گوشزدجان فکر کنم تو هم مانی را بسیار دوست بداری چون مانی به معنی پول است»!

.

                             پیامگیر بسته است.

+   2008/1/28   13:24   مانی ب. 


 

 RSS 

Powered by
Blogfa.com
Counter gratis