در هیئت ژوری مسابقه شعر شرکت کنید!
چنانچه انتظار میرفت، مسابقه ما با استقبال پرشور روبرو شد. در طول مدت بسیار کوتاهی پیامگیر از اشعار ساده و بیآلایش که لطف و زیبایی طبیعیشان حاکی از مهارت و توانمندی ذاتی سرایندگان آنها در بیان احساسات و عواطف نیالوده عامه است، مالامال گشت. با یک نگاه در پیامگیر میتوان گفت که "بیمایهترین" اشعار رسیده از تصویر «شاباجیخانم زائیده بالای اتاق خوابیده» که تصور آن آدم را به نوعی تهوع اگزیستنسیالیستی(!) دچار میکند پرمایهتر است.
متأسفانه به خاطر کمتجربگی در برگزاری مسابقه ادبی نتوانستم آنطور که باید توجه مخاطبان را به اهمیت «لالایی» جلب کنم. کسی که به آینده جامعه علاقهمند است، نمیتواند از کنار لالاییهای بیربط رایج که در گوش کودکان خوانده میشود، بگذرد.
«لالا، لالا، شكر بارت/ خدا باشه نگهدارت» یعنی چه؟ یعنی الهی در آینده شکر بارت کنند؟
با حرکت از این نقطه که لالاییهای بیمعنا و پرت رایج ذهن پاک فرزندان این آب و خاک را از همان کودکی مغشوش کرده و به سلولهای خاکستری و معصوم آنان آسیب جدی میرساند، به خودم وعده داده بودم که با سرهمکردن «لالایی»های ارسالی بتوانیم برای لالاییهای رایج آلترناتیو معناداری بسازیم که قرنهای پیدرپی با گذر از سینه به سینه در گوش کودکان خوانده شود. از این نظر – باید پذیرفت – که پروژه ما مطلقا شکست خورد. طفلکیها بچهها!
اما در زمینه ترانههای عامیانه موفقیت بسیار چشمگیر بود، طوری که فکر میکنم «محققین فرهنگعامه»ی قرون آینده از کشف محتوای پیامگیر این وبلاگ مشعوف خواهند شد. خصوصا اینکه این ترانهها امکان شناسایی مهمترین ویژگیهای اجتماعی امروز ما را در اختیار آنان خواهد گذاشت.
شماری از این ویژگیها که محققین قرون آتی کشف خواهند کرد محتملا اینها هستند:
- موقعیتی اجتماعی که در آن کثیری از مردمان خواستههای خود از «مرگ» تا «ابروی کمند» را با «خدا» مطرح میکنند:
اوا خدا مرگم بده/ باریک و بلندم بده
ظریف و لوندم بده/ از همه رنگم بده
ابرو کمندم بده/ یک کمی پندم بده «نفیسه»
- در صورتی که دانشمندان مذکور از روزنامههای دوران کنونی و مقالات متعدد آنها در باره فقدان «نشاط اجتماعی» یا وجود «دلمردگی» و «غم» نزد جوانان غافل مانده باشند، ترانه زیر را گواهی بر مدعای خود خواهند گرفت:
آسمون چشماتو وا کن / آسمون منو نگا کن
اشک چشمام دیگه خشک شد / بغض خشکی تو گلومه
آسمون می بینی گریه / امونم رو دیگه برده
صدام از غصه گرفته / پر و بالم دیگه ریخته
آسمون منو صدا کن / ناله هامو تو نگا کن
میبینی دلم گرفته / میبینی تنم چه سرده ... «سارا»
- و به یکی از دغدغههای روشنفکران عصر ما «ماجرای ضربه سر زیدان» که پیام یزدانجو و مجیدزهری در بررسی و تحلیل فلسفی آن مقالات متعددی نوشتهاند، پی خواهند برد:
ماتراتزی به زیدان چه گفته ست ای داد/ نکند گفته ست مادرت با ما باد
خبری رسیده که این چنین گفته/ ای به قربانت هم کیش احمدی نژاد «شهرام صولتی»
- اگر تا آنموقع چیدن حرفهای بیربط کنار هم در جامعه ما منسوخ شده باشد (که بعید به نظر میرسد) دانشمندان در آثار خود خواهند نوشت: «چنانچه از شواهد برمیآید، در قرن مذکور هنوز "بیربطگویی" در جامعه ایران رایج بوده است» و ما را به این سند رجوع خواهند داد:
اتل متل توتوله، رفتم پیش بتوله، بتوله چقد قشنگ بود، خودش کلی مشنگ بود، موهاش مثل پشنگ بود، گفتم بتول قشنگه، قدت مثل فشنگه، بیا بریم به خونه، یه بوس کنم از گونه، یه حال بده ببینیم، با هم بریم بمیریم، گفتش مامی کرده نصیحت، گفته نرو با نصرت ... «علیخسرو»
- به پدیدههایی برخواهند خورد که جنبههایی از خصوصیات «جامعه در حال گذار» را تأیید میکند از جمله:
١- رشد شبکه اینترنت تا کوههای مرتفع لرستان و چهارمحال بختیاری، رواج فرهنگ «صراحت در وبلاگنویسی» و بیپروایی زنانه:
سرکوه بلند وبلاگ نويسم/ ز پشم بز برات ريسمون مي ريسم
کجايي دلبرم ديوونه من/ بگير بالا بيا زودباش که خيسم «شراره»
٢- شکست برخی تابوها و وجود «اروتیک»ی که بدون منجرشدن به تشکیل خانواده(!)، هرزه به حساب نمیآمده است. چنانچه ترانه زیر که معمولا زنها خواننده آن بودهاند، این نظریه را تأیید میکند:
دم غروب با پونه/ رفتیم لب رودخونه
رودخونه آب زیاد داش/ می پریدیم توش ای کاش
ولی آبش سرد بود/ مثل تن مرد بود
پونه رو گاز گاز کردم/ بعد الکی ناز کردم «مکابیز»
٣- وجود مردانی که وظایف سنتی زنها مثل خوابانیدن کودکان را بر عهده گرفتهاند و مادرانی که معلوم نیست کجا هستند:
جوجو کوچولو/ شب شده بخواب
مامانت کجاست؟/ بسوز و بساز
نگران نباش/ یا رو زمینه/ یا پیش خداست «وحید»
٤- شکلگیری رویکرد «کاربردی» (پراگماتیسم) و انعکاس آن در ترانههای عامیانه که در «شعرتوکیفی» زیر که حامل پیامی برای دزدهای کیف است مشاهده میشود:
یابنده جان یابنده/ رحمی بکن به بنده
کیف مرا بیاور / کن بنده را شرمنده «زیتون»
و خیلی ظرایف دیگر ...
نحوه داوری:
- برای آسانی کار آثار رسیده را با استفاده از الفبای لاتین مرتب کردهام (شعرA شعرB و ...) اینجا ببینید.
- هرکس میتواند بر حسب سلیقه خود در پیامگیر این پست به اشعار نمره دهد. از نمره ١ تا ٥ (نمره ١ برای بهترین شعر و ...)
- اشعاری که به آنها نمره داده نشود، خودبخود نمره ٥ دریافت میکنند.
مهلت داوری تا:
سهشنبه ٢١ شهریور ۱۳۸۵
.
